الجندل » است در « جوف » در جنوب وادى سرحان ، اما شهر سوم « بداناتا » را « ادوارد گلازر » همان بيشه ( يا بشاى ) كنونى در عسير دانسته است . « 1 » مىبينيم كه « پلينى » ثموديان را در درون شبه جزيره جاى مىدهد . شايد از اينرو كه كرانههاى درياى سرخ در آن روزگار ، در دست لحيانيان بوده است و لحيانيان - چنان كه پيشتر گفتهايم - شاخهاى از ثموديان شمرده شدهاند . « 2 » و گويا نظر « كلوديوس بتولمايس » ( 138 - 165 م . ) به منابع عربى نزديكتر باشد تا به منابع كلاسيك فرنگى كه جاىگاه ثموديان را ميان سراكنئى
Sarakenoi
و آپاتئى
Apatae
دانسته است ، يعنى در بخش شمال غربى سرزمينهاى عرب « 3 » در كرانههاى مدين تا آن سوى خليج عقبه . « 4 » همين نويسنده اشارتى دارد به بودن ثموديان در بخشهاى داخلى شبه جزيرهء عربستان و به ويژه در گرداگرد كوه « زاماتوس » كه « گلازر » آن را كوهى پردامنه دانسته است . « 5 »
نيز از جغرافياى بطلميوس برمىآيد كه سرزمين ثموديان از سرزمين عاديان چندان دور نبوده و تنها سرزمين سراكنئى
SArakenoi
در ميانهء آنها بوده است ، و همهء اين سرزمينها در بلندىهاى حجاز ، آنجا كه راههاى بازرگانى شام و مصر از يك سو ، و يمن و حجاز از سوى ديگر از آنجا مىگذشتهاند ، جاى داشتهاند . از اينرو ، اگر هگرا ( حجر ) و حوالى آن ، سرزمين ثموديان بوده ، ناگزير بايد سرزمين عاديان نيز نزديك آنجا باشد . « 6 »
به هر رو ، از منابع كلاسيك بر مىآيد كه ثموديان در جاهايى مىزيستهاند كه چند سده پيشتر در دست سربازان آشورى بوده است . يعنى سرزمينهاى جوف و موصرى « 7 » تا باداناتا
هامش
( 1 ) .E . Glaser , op - cit , p .126 .
( 2 ) .E . Glaser , op - cit . p .104 .
( 3 ) . الويس موسيل ، شمال الحجاز ، 92 ؛ جواد على ، 1 / 325 ؛ نيز :Ptolemy , VI ,7 : 4 ، 7 : 2 ،V، 19 : 7 ؛J . Hastings , op - cit , p .360 .
( 4 ) . همان منبع ، همان جا ، دوستم دكتر خالد دسوقى در مقالهء « قوم ثمود بين روايات المورخين و محتويات النقوش » ( چاپ شده در مجلهء مجلة كلية اللغة العربية و العلوم الاجتماعية ، ش 6 ، س 1976 ، ص 251 - 296 ) آورده است كه سنگنوشتهها و سنگنگارههاى به دست آمده ، آنچه را بطلميوس آورده ، درست مىشمارد .
بسنجيد با :E . Anati ,"Ancient Rock - Drawings in the Central Negev", PEQ ,1955 ،pp .49 - 75 .
( 5 ) .E . Glaser , op - cit , p .108 .
( 6 ) . جواد على ، 1 / 325 .
( 7 ) . بنگريد به آنچه مؤلف دربارهء « موصرى » در دو كتاب بلاد العرب و اسرائيل ، 225 - 237 نوشته است ؛ نيز بنگريد به :A . Lods , op - cit , pp .197 - 199 ؛H . Winckler , op - cit , p . 5 ; W . O . E . Oesterley , op - cit , p .228 ؛A .Musil , op - cit , p .295 ؛The Jewish Encylopaedia :"Exodus" .