بر آن دست يافتند - پاىتخت آنان بوده است ؛ ديگر اين كه « عاد ارم » كم و بيش همان « عاد ارام » ( آراميان ) است و آراميان چنان كه مىدانيم - و پژوهشهاى « مورتز » دربارهء نامهاى آنان آشكار كرده است - عربهايى بودهاند كه از شبه جزيرهء عربستان به منطقهء « هلال خصيب » كوچ كرده بودند و اينها زمينه شد تا مورخان مسلمان « عاد ارم » و « عاد ارام » را با هم بياميزند و « ذات العماد » را صفت بپندارند براى شهرى كه به فرمان عاد يا شداد بن عاد بنا شده بود . « 1 » البته تاكنون هيچ دليلى به دست نيامده كه نشان دهد « ارم » همان « ارام » است . « 2 » گرچه دور نيست كه « ارم ذات العماد » ، اين پندار را به ذهن نسبشناسان افكنده باشد كه « عاد » را از تبار « عوص بن ارم » بدانند . از اين رو كه ميان اين دو نام همانندىهايى هست . نيز از اينجاست كه برخى « عاد » را از آراميان پنداشتهاند . « 3 » از اين رو كه دمشق را « ذات العماد » مىشمردهاند و مىگفتهاند « جبرون بن سعد بن عاد » در آنجا ساكن شده و شهرى ساخته بود و آن را با ستونهاى مرمرين آراسته بود . با بهرهگيرى از همينگونه گزارشهاست كه « لوث » كوشيده است تا اين نظر خود را كه نام « ارم » جز با روايات آرامى پيوندى ندارد ، استوار دارد . « 4 » به ويژه
هامش
- و نيز در حوالى سال 1400 ق . م . در نصوص « اوگاريت » به تكرار آمده است . و از نصوص به دست آمده در عراق آشكار مىشود كه گروههايى از آراميان بر بخش بزرگى از اين سرزمين و شمال و ميانهء سوريه در دو قرن 14 و 13 پيش از ميلاد دست انداختند و كمكم بيشتر آنجا را زير نفوذ خود گرفتند . و در دو قرن 11 و 10 پيش از ميلاد بود كه آراميان به دليل ناتوانى امپراتورىهاى بزرگ مصر و عراق به اوج قدرت سياسى خود رسيدند و قبايلى از آنان به بخشهاى شمالى دجله و فرات تاختند و در آنجا چندين دولت كوچك بنياد نهادند مانند دولت « ادينى » در « تل برسب » و دولت « بخيانى » در « جوزانا » ( تل حلاف ) . سپس « ادد - ابل - ادن » ، ياغى آرامى در آغازههاى سدهء يازدهم پيش از ميلاد بر تخت بابل نيز دست يافت . در غرب نيز دولت « سمأل » را در « كليكيا » و در سوريه نيز در اطراف ارفد و حلب دولت « اجوشى » را بنياد نهادند . تورات نيز از هفت دولت آرامى در سوريه و شرق اردن ياد كرده است : دولتها و شبه دولتهاى آرامى عراق ، دمشق ، ارام صوبه ، معكه ، جشور ، رحوب و طوب . ( بنگريد به : كتاب مؤلف اسرائيل ، 337 - 342 ؛ تورات ، دوم صموئيل ، 10 : 16 ، 15 : 8 ، 13 : 37 ، يشوع ، 12 : 5 ، 13 : 11 ، تثنيه ، 3 : 14 ؛ اعداد ، 13 : 12 ؛ داوران ، 18 : 28 ، موسكاتى ، همان ، 177 - 178 ؛ احمد فخرى ، همان ، 103 ؛ قاموس الكتاب المقدس ، 1 / 42 - 43 ؛ نيز :G . Roux , op - cit . pp .49 - 247 ؛R . A . Bowmin , Arameans , Aramaic and the Bible , INES ,7 . 1984 ،pp.
66 - 67 ؛R . H . Pfeiffa , Introduction to the Old Testament , p .687 .
( 1 ) . ابوعبيد بكرى ، 1 / 14 ؛ ابن سعد ، 1 / 19 ؛ ياقوت ، 1 / 155 - 157 ؛ جواد على ، 1 / 302 .
( 2 ) .Ency . of Islam , I , p .121 .
( 3 ) . جواد على ، 1 / 303 .
( 4 ) . دايرة المعارف الاسلامية ، 3 / 15 .