در تورات از آن هيچ نشانى نيست . كعب الاحبار اگر چيزى مىدانسته ، تورات بوده است . دور نيست آنچه مورخان مسلمان را به اين گزافهها واداشته ، اين باشد كه آنان پس از گسترش جغرافياى جهان اسلام و ديدن آثار شگفت فرعونان در سرزمين كنانه و آثار آشوريان و بابليان در عراق و آثار روميان در شام ، خوش نداشتهاند و نخواستهاند كه شهر عاد آنان از اين آثار فروتر باشد . از اين رو به خيالپردازى و گزافهگويى روى آوردهاند ، چيزى كه نوشتههاى آنان را بس آسيب زده و از مرز حقيقت و تاريخ به افسانه و خرافه فرو افكنده است .
به هر رو ، در اين باره كه جاى جغرافيايى شهر « ارم » كجا بوده ، نيز با هم همراى نيستند .
كسانى آن را در دشت « ايين » ميان عدن و حضرموت دانستهاند و كسانى ديگر در دمشق « 1 » و كسانى نيز در اسكندريه « 2 » ، به ويژه اينگونه گزارشگران آنچه را دربارهء شهر « ارم » در پندار خويش ساخته بودند ، بيشتر در شهرهاى دمشق و اسكندريه كه هر دو پيشينهاى كهن و تاريخ و تمدنى سرافراز داشتند ، به ويژه در ساختمانهاى شگفت و شكوهمند و پرستون ( ذات العماد ) آنجا يافتند . البته هر يك از اين دو شهر بزرگ را جايگاه « ارم » دانستن ، زمينهء ويژهاى داشته است و اينكه دمشق را جايگاه « ارم » دانستهاند يكى از اين رو بوده كه دمشق از برجستهترين پايگاههاى آراميان است « 3 » ، چنان كه از سدهء يازدهم تا سال 772 پيش از ميلاد - كه آشوريان
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، 2 / 110 - 111 ؛ ياقوت ، 1 / 155 ، 2 / 464 ؛ تفسير طبرى ، 30 / 175 ؛ تفسير فخر رازى ، 31 / 167 ؛ ابن خلدون ، 2 / 19 ؛ ابوعبيد بكرى ، 1 / 140 ، 2 / 408 - 409 ؛ آلوسى ، روح المعانى ، 30 / 123 ؛ همدانى ، صفة جزيرة العرب ، 80 ؛ الاكليل ، 8 / 33 .
( 2 ) . مروج الذهب ، 2 / 410 ؛ ابو عبيد بكرى ، 2 / 409 ؛ ياقوت ، 1 / 155 ، 183 ؛ روح المعانى ، 30 / 123 ؛ تفسير قرطبى ، 20 / 46 ؛ تفسير طبرى ، 30 / 175 ؛ تفسير فخر رازى ، 31 / 167 ؛ همدانى ، صفة جزيرة العرب ، 80 ؛ ابن عبدالحكم ، فتوح مصر و المغرب ، 60 ؛ سيوطى ، حسن المحاضره فى اخبار المصر و القاهرة ، 1 / 37 ؛ نيز :H . W . Glidden , Koranic Iram , Legendary and Historical .( 3 ) . آراميان پس از اكديان و اموريان ، كنعانيان و فينيقيان ، سومين موج مهاجرانى هستند كه از شبه جزيرهء عربستان كوچ كردند ، آنان نخست بخشهاى شمالى جزيره را زير پا نهادند و از سوى عراق به شرق و از سوى سوريه به غرب رفتند و سرانجام در عراق ميانه ماندند . پژوهشهاى جديد آشكار مىكند كه آراميان پيشينهاى بسيار كهن دارند . زيرا در يك سنگنوشته از روزگار « نرمسين » ، پادشاه بابل كه به سدهء 23 ق . م .
مىرسد ، از سرزمينى با نام « ارام » ياد شده كه در بالاى عراق جاى داشته است . نيز در يك لوحهء بازرگانى كه به سال 2000 ق . م . مىرسد از شهر يا دولتى ياد شده با نام « ارام » كه در نزديكىهاى « اشنونا » ( تل احمر كنونى ) ، در كنارههاى پايينى دجله جاى داشته است . نيز نام « ارام » در سال 1700 ق . م . در نصوص « مارى »