گرامى ( ص ) هرگاه حنانه را طواف مىكرد ، حجرالاسود را نيز مىسود و مىبوسيد ، اما پايگاه آن پس از اسلام نه چنان بود كه پيش از اسلام . چنان كه در گزارشى از احمد حنبل و بخارى چنين آمده : پيامبر ( ص ) در كنار حجرالاسود ايستاد ، نخست فرمود : « من مىدانم كه تو سنگى بيش نيستى و سود و زيانى نمىرسانى » . آنگاه آن را بوسيد . ابوبكر نيز آنگاه كه با مردم حج گزارد ، چنين كرد . عمر نيز به گزارش احمد حنبل و بخارى و مسلم و ابوداوود و ترمذى و نسايى و . . . رو به سنگ كرد و گفت : مىدانم كه تو سنگى بيش نيستى ، سود و زيانى نمىرسانى و اگر خود نديده بودم كه پيامبر ( ص ) تو را مىبوسيد ، تو را نمىبوسيدم . سپس نزديك آمد و سنگ را بوسيد . « 1 »
واژهء كعبه
دربارهء معنى و ريشهء واژهء كعبه چندين نظر گفته شده است : برخى گفتهاند كعبه واژهاى رومى است و خانهء كعبه را از اينرو كه به شكل مكعب - يا مربع - است بدين نام خواندهاند و چون بنّايى رومى در طرح و ساخت آن دست داشته ، نام آن را از واژهاى رومى گرفتهاند . برخى نيز اصل چنين بناهايى را از حبشه دانستهاند و گفتهاند : عربها از حبشيان ساختن چنين معابدى را آموختهاند ، زيرا خود قومى چادرنشين بودهاند و ساختمانسازى در ميان آنان ريشه نداشته است . پيداست كه پيروان اينگونه نظرها - چنان كه استاد عقاد گفته است - اصل را با همهء ريشهها و ساقههايش رها كرده و فرع را گرفتهاند . زيرا اگر واژهء كعبه از زبان بنّايى رومى يا
هامش
كعبه را كند و طلاهاى آن را غارت كرد و حجرالاسود را با خود برد . سنگ نزد قرامطه ماند تا اينكه در سال 339 ه - . خليفهء عباسى « المطيع لله » آن را به جاى خود برگردانيد و قابى نقره نيز براى آن ساخت . در سال 363 ه . نيز مردى رومى مىخواست سنگ را بركند كه به دست مردى يمنى كشته شد . چنان كه برخى از باطنيان در سال 414 ه - . و مردى عجمى در سدهء دهم كه مىخواستند سنگ را بربايند ، كشته شدند . در محرم سال 1351 ه . نيز مردى افغانى تكهاى از حجرالاسود و تكهاى از پوشش كعبه را ربود و به كيفر اين كار به دار رفت . در 28 / 4 / 1351 ه . به دستور ملك عبدالعزيز آل سعود تكهء ربوده شده به دست كارشناسان با چسب ويژهء آميخته به مشك و عنبر در جاى خود چسبانده شد . و اما قابهاى حجرالاسود ، سلطان عبدالمجيد عثمانى در سال 1268 ه . قابى زرين براى آن ساخت . اين قاب زرين در سال 1281 ه . در روزگار سلطان عبدالعزيز ، نيز در سال 1331 ه . در روزگار سلطان محمد رشاد عثمانى با قابهاى نقرهاى جاىگزين شد . ( ازرقى ، 1 / 346 ، پانوشت 4 ؛ نيز بنگريد به : فى منزل الوحى ، 416 ) .
( 1 ) . ازرقى ، 1 / 322 - 324 ، 329 - 330 ؛ تفسير المنار ، 1 / 467 . بسنجيد با : خربوطلى ، همان ، 20 .