تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كعبه آغاز شد . بر پايهء گزارش‌هاى عربى نخستين كسى كه ويران‌سازى را آغاز كرد ، وليد بن مغيره بود يا ابووهب ابن عمرو مخزومى . اين شخص هر كه بود چندان مهم نيست ، مهم اين است كه قريشيان كوشش و مراقبت مىكردند تا كعبه تنها از راه حلال بازسازى شود . از اينجاست كه از زبان وليد يا ابووهب چنين گزارش كرده‌اند : « اى قريشيان ! براى ساختن كعبه تنها آنچه را از راه حلال به دست آورده‌ايد ، مايه گذاريد ، مبادا آنچه را از راه حرام چون ربا ، مهر زنان ، حق ديگران و . . . در دست داريد ، در اين راه خرج كنيد » ! بازسازى همچنان پيش رفت تا به جايگاه ركن ، يعنى حجرالاسود ، رسيد . در اينجا بود كه قريشيان بر سر اين كه چه كسى حجرالاسود را در جاى خود بگذارد و اين افتخار را ببرد ، چنان دچار درگيرى و دعوا شدند كه بيم آن مىرفت كار به پيكار و كشتار بكشد . مردانى از تيرهء « عبدالدّار » كاسه‌اى بزرگ انباشته از خون پيش آوردند و با مردانى از تيرهء « عدى » به نشان پيمان دست در آن كاسه بردند و پيمان بستند كه تا پاى جان در اين كار بايستند - از اين روست كه اينان « علقة الدم » ( پيمان خون ) ناميده شدند . چون كار بدينجا رسيد ، قريشيان چهار شب دست از كار برداشتند و به رايزنى نشستند ، ابو اميّه ابن مغيره كه پيرترين قريشيان بود ، گفت : نخستين كسى را كه از در مسجد درآيد به داورى بگيريد ، همه پذيرفتند و پيامبر ( ص ) نخستين كسى بود كه از در وارد شد ، چون او را ديدند ، گفتند : اين امين است ، داورى او را گردن مىگذاريم ، و داستان را با او در ميان نهادند ، پيامبر فرمود تا جامه‌اى آوردند ، حجرالاسود را برداشت و در آن جامه نهاد و گفت تا هر قبيله‌اى گوشه‌اى از آن جامه را بگيرد و همه با هم آن را تا ركن بالا آورند ، سپس خود سنگ را از ميان جامه برداشت و در جاى خويش نهاد و روى آن ديوار بنا شد ، و بدين شيوه پيامبر بزرگوار ( ص ) موفق شد آتش جنگ و دشمنى را خاموش سازد . اينجا بود كه كسى فرياد كشيد : « شگفتا از قومى كه همه اهل شرافت و رياست‌اند و در ميان خود پيران و كهن‌سالانى تجربه‌اندوز دارند و با اين همه ، كسى را به داورى مىگيرند و سخنش را گردن مىگذارند كه در سال و مال از همه فروتر است . به لات و عزّى سوگند ! كه اين كس بر همه پيشى خواهد گرفت و در ميان اين مردم به برترى و بهرهء بسيار دست يافته و از امروز به بعد مقام و پايگاه بلندى خواهد داشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابن اثير ، 2 / 44 - 45 ؛ تاريخ طبرى ، 2 / 288 - 290 ؛ ابن كثير ، 2 / 299 - 304 ؛ ابن هشام ، 1 / 195 - 199 ؛
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 190 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو