گفتنى است كه اينها همه نشان مىدهد كه حجرالاسود نزد قريشيان بسيار ارجمند بوده و گرامىترين چيز شمرده مىشده است . چنان كه هيچ يك از ديگر وابستههاى كعبه در چشم آنان چنان ارز و ارجى نداشته است . و گرنه بر سر جاى گذارى آن ، دعوا و درگيرى پيش نمىآمد . در اين باره « ولهاوزن » تا آنجا پيش رفته كه والايى و ارجمندى خود كعبه را نيز نه وابسته به بتهاى درون آن ، كه وابسته به حجرالاسود دانسته است . به ديگر سخن حجرالاسود اين همه ارج و والايى را از خود ( بالذات ) داشته و نه از كعبه . « 1 » بلكه به گفتهء برخى ديگر ، كعبه چيزى نبوده جز قاب و قالبى براى نگهدارى اين سنگ سياه . سنگ سياهى كه در روزگار جاهليان گرامىترين و پسنديدهترين معبود قريشيان بوده است . « 2 »
در اينجا اين يادآورى بجاست كه با همهء گسترش و رواجى كه بتپرستى در ميان قبيلههاى گوناگون عرب داشته است ، هيچ گزارش تاريخى در دست نداريم گوياى اين كه عربها خود كعبه يا حجرالاسود را مىپرستيدهاند . آنچه مىدانيم جز اين نيست كه آنها حجرالاسود را بسيار بزرگ مىشمردهاند و از همه چيز گرامىتر مىداشتهاند ، و از اين رو همواره از روى تبرّك آن را لمس مىكرده ، مىسوده و مىبوسيدهاند . نيز از همين رو آن گوشه از كعبه را كه حجرالاسود در آن جاى داشته ، « ركن » نام داده بودند . « 3 »
حجرالاسود تا پس از پيدايى اسلام همچنان ارجمند و محترم ماند . « 4 » چنان كه گفتهاند : پيامبر
هامش
ابن سعد ، 1 / 50 ، 93 - 95 ؛ ازرقى ، 1 / 157 - 164 ؛ تاريخ الخميس ، 126 - 131 ؛ تفسير قرطبى ، 2 / 122 - 123 ؛ مقدسى ، 1 / 140 ؛ ياقوت ، 4 / 466 ؛ محمد عبد الله ، دراز ، المدخل الى القرآن الكريم ، 25 - 26 ؛ محمد حسين هيكل ، حياة محمد ، 117 - 118 ؛ حربى ، همان ، 487 ؛ مروج الذهب ، 2 / 272 ؛ خربوطلى ، همان ، 67 - 71 ؛ نيز :P . K . Hitti , op - cit , p .100 .
( 1 ) . جواد على ، 6 / 437 ؛ نيز :J . Wellhausen , op - cit , p .74 .
( 2 ) . المشرق ، تموز 1941 ، 247 .
( 3 ) . جواد على ، 6 / 437 - 438 ؛ احمد ابراهيم شريف ، همان ، 168 ؛ محمد بتنونى ، همان ، 152 - 156 .
( 4 ) . حجرالاسود بارها از سوى جرهم ، اياد ، عمالقه و خزاعه و آخرين بار در سال 317 ه - . از سوى قرامطه از جاى خود برداشته و ربوده شد . داستان اين بود كه ابوطاهر قرمطى در « هجر » خانهاى ساخت با نام « غار الهجرة » تا جاى كعبه را بگيرد و مردم براى حج به سوى آن آيند ، از اين رو به مكه رفت و در مسجدالحرام بر روى حجگزاران و نمازگزاران شمشير كشيد و نزديك به سى هزار نفر از مردم مكه و حومهء آن را كشت ، در