تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
در كنعان و فينيقيه نيز كم و بيش همين‌گونه بوده است و استخوان‌هاى كودكان دفن شده در حالتى ويژه زير پايه‌هاى خانه‌ها كه در حفريات « جازر » به دست آمده ، نشان مىدهد قربانى كردن كودكان نوباوه در ميان آنان شيوه‌اى رايج و پذيرفته بوده است . شيوه‌اى كه تا روزگاران نزديك در ميان فينيقىها انجام مىشده است و به گزارش « فيلون » ، آنان به هنگام پيش آمدن رويدادها و حوادث سخت و سنگين براى دور كردن خطر و بلا از خويش ، عزيزترين پسران خويش را قربانى مىكرده‌اند . « 1 » اين شيوه در ميان موآبىها نيز رايج بوده است ، به گزارش تورات « ميشع » فرمانرواى موآب ، پسر نوباوهء خويش را براى خداى خورشيد قربانى كرد تا از خطر نيروهاى اسرائيلى و يهودى كه او را فرا گرفته بودند ، رها شود . « 2 » حفريات « ام‌تار » در ابو ظبى نيز گورهاى مشتركى را نشان مىدهد با انبوهى از معبدها و قربانگاه‌هاى بزرگ ؛ و بودن اين قربانگاه‌ها گرداگرد ديوار بيرونى يك گور ، نشانگر مراسم قربانىهايى است كه همراه با خاك‌سپارى انجام مىگرفته است ، زيرا جنازه‌هاى قربانيان را بيرون از گور كسى كه قربانىها براى او بوده ، جاى مىداده‌اند . « 3 » اينجاست كه به گمان من ، ارزش و اهميت داستان اسماعيل ذبيح ( ع ) - داستان انسانى كه قرار بود قربانى شود ، اما گوسفندى جايگزين آن شد - در تاريخ انسان آشكار مىشود . زيرا قربانى كردن دو روى و دو سوى دارد ، از يك رو نشانگر ددمنشى و سنگ‌دلى كسانى است كه از قربانى كردن و سر بريدن انسان‌ها پروايى ندارند ؛ و از سوى ديگر نمايشگر پاك‌بازى و آرمان‌گرايى كسانى است كه از ايثار و نثار جان خويش باكى ندارند ، اما هرگز دست به ريختن خون ديگران نمىآلايند . « 4 » و از آنجا كه پيامبران همواره سرمشق‌هاى نيكويى براى آدميان در عرصه‌هاى گوناگون زندگى هستند ، در اين نمونهء ويژه نيز خداوند خواست تا داستان قربانى را چونان سرمشقى نيكو و نمونه‌اى نمادين براى نمايش يكى از برترين جلوه‌هاى ايمان و ايثار در تاريخ انسان پيش چشم ديگران بگذارد ، به گونه‌اى كه هم ارزش‌هاى انسانى آن را پاس دارد و هم راه را بر سنت سياه و ددمنشانهء قربانى كردن انسان‌ها بربندد . براى نشان دادن اين دو چهرهء قربانى بود كه از يك سو ابراهيم را به قربانى كردن اسماعيل فرمان داد و از سوى
هامش
( 1 ) . ج . كانتنو ، الحضاراة الفينيقيّة ، 145 . ( 2 ) . سفر دوم پادشاهان ، 3 : 27 . ( 3 ) .G . Bibby , Looking for Delmun , London ,1970 ،p. 212 ؛K . Thorvidsen , Kumal ,1962 ،pp. 217 - 218 . ( 4 ) . عباس عقاد ، الاسلام دعوة عالمية ، 218 - 219 .