هنگامى كه اين نامهء من به دست تو رسد ، به سوى مردم « العمق ( 1 ) » از مردم يمامه بازگرد . زيرا بنى نمير نزد من آمدند و اسلام آوردند و از سوى مردم خود ، پيمان بستند . سپس سران بنى نمير نزد پيامبر ( ص ) ماندند و شريح و قرّه به سوى خالد روانه شدند . . . گويد : آن دو بازگشتند و نزد پيامبر آمدند . پيامبر دو بار گفت : خداوند براى بنى نمير جز نيكى چيزى نخواست . آنگاه شريح را خواند و از سوى خود كارگزار بنى نمير گردانيد و به او دستور داد كه از آنان زكات بستاند و بر پايهء كتاب خدا و سنّت پيامبرشان با آنان رفتار كند . . .
گويد : شريح همچنان كارگزار پيامبر ( ص ) و ابى بكر در ميان خاندان خود بود . چون عمر ( ر . ض ) بر سر كار آمد ، شريح نامهء پيامبر را نزد او برد ، عمر نامه را گرفت و به زير پا نهاد ( ؟ ) و گفت : نه ، اين كار ، خود ، مالكيّت است ؛ برو ( ؟ ) .
حاشيه نويس كتاب افزوده است : بزرگان و پيران ( ياد شده در بالا ) از قبيلهء جعونة بن حارث بن نمير بن عامر بن صعصعه بودند كه عبارتند از : ابو زهير بن أسيد بن جعونة بن حارث ، ابو وهب ، أسيد بن جعونه و قيس بن عاصم بن أسيد بن جعونة بن حارث بن نمير . آنگاه محشّى به كتابهاى : جمهرة أنساب العرب ، ابن حزم ص 279 ، چاپ المعارف ( 2 ) ؛ الإصابة 3 / 223 و أسد الغابة 5 / 117 ، ارجاع داده است .
( 283 / 6 / الف ) فرمان أبو بكر به خالد بن وليد
تاريخ الرّدّة ، الكلاعى .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين سفارش و فرمان أبو بكر جانشين پيامبر خداست به خالد بن وليد ، هنگامى كه پس از رحلت پيامبر ( ص ) او را با شمارى از مهاجران و انصار و ديگران ، براى پيكار با از دين برگشتگان ، روانه كرد . به وى فرمان داد كه تا مىتواند در همه كارهاى خود ، در آشكار و نهان ، از نافرمانى خدا بپرهيزد . به او دستور داد كه در اجراى فرمان خدا بكوشد و با كسانى كه از خدا و اسلام روى گردانيده به بتپرستى و گمراهى جاهليّت و آرمانهاى شيطانى روى آوردهاند ، پيكار كند . از او پيمان گرفت و به او دستور داد كه با هيچ گروهى پيش از فراخواندن آنها به اسلام و بستن راه بهانه به روى آنها ، پيكار نكند ؛ نيز او بايد براى آنان روشن سازد كه چه سودى در اسلام خواهند داشت و چه زيانى به خاطر نپذيرفتن اسلام خواهند ديد . خالد بايد كه خواستار هدايت مردم باشد . پس هركس از مردم - چه سفيد و چه سياه كه به دعوت او پاسخ دهد ، خالد بايد بپذيرد و راه بهانه را بر كسى كه او را به اسلام فرا خوانده است ، ببندد ، با نيكى يا با شمشير . زيرا او تنها بر پايهء ايمان به خدا با كافران پيكار مىكند . از اين رو هرگاه شخص فرا خوانده شده به اسلام ، به خواستهء خالد پاسخ دهد و ( با كردار خود ) گفتهء خويش را تأييد 1 . العمق : به ضمّ عين و فتح م ، جايى است در مكّه . نيز يكى از منزلهاى حاجيان عراق در نزديكى « النّقرة » است ( لسان العرب 10 / 271 « عمق » ) . م .
2 . ابن حزم مىنويسد : قيس بن عاصم بن أسيد بن جعونة بن حارث بن نمير ، ( به نمايندگى از سوى مردم خود ) نزد پيامبر ( ص ) آمد . اين قيس بن عاصم به جز قيس بن عاصم منقرى است ( جمهرة أنساب العرب ص 279 ) . م .