تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
( 1 ) ( صرم ) « لنا من دفئهم و صرامهم ما سلّموا بالميثاق » ( 113 ) : در صبح الأعشى است كه الصّرام : درخت خرما . در لسان آمده است : صرام به معنى چيدن ميوه و چيدن آن از درخت خرما است . « فى التّيعة و الصّريمة شاتان » ( 157 ) : الصّريمة تصغير صرمة يعنى گلّهء شتر ، و گفته‌اند كه آن ، از بيست تا سى و چهل نفر است . گويا هنگامى كه شماره شتران ، به تعداد بالا برسد ، يك گلّه به شمار مىآيد و دارندهء آنها ، آن گلّه را از ديگر شتران و گوسفندان خود جدا مىكند . معنى اين عبارت ، در حديث ، آن است كه زكات يكصد و بيست و يك تا دويست گوسفند ، در صورتى كه با هم گرد آمده باشند ، دو گوسفند است . اما چنانچه آنها از آن يك نفر و از هم جدا باشند ، زكات هر يك از گلّه‌ها ، يك گوسفند خواهد بود ( 60 ) . ( 2 ) ( صفر ) « صفراء » ( 34 ، 92 ) : الصّفراء يعنى زر . ( 3 ) ( صفح ) « أشغار الصّفاح » الصّفح : عرض شمشير . ( 4 ) ( صفو ) « سهم رسول اللّه و صفيّه ( 109 و جز آن ) : الصّفىّ : چيز گرانبها يا چيز ويژه‌اى كه پيامبر از ميان غنايم براى خود برمىگزيند . اصطفاء به معنى برگزيدن شىء خواسته شده همچون اسب ، شمشير يا كنيزك ، پيش از تقسيم غنايم است . ( 5 ) ( صقع ) « من زنى مم بكر فاصقعوه مائة » ( 133 ) : اصقعوه به زبان مردم يمن يعنى او را بزنيد . ( 6 ) ( صلغ ) « و ما عليهم فيها الصّالغ و القارح » ( 113 ) السّالغ و الصّالغ : گاو و گوسفندى را گويند كه به پايان سنّ خود رسيده و كامل گشته باشند ؛ و آن در سال ششم است ( 61 ) . ( 7 ) ( صلو ) « صلّى اللّه عليه و سلّم » ( 1 ) صلّى عليه : به آن اعتنا كرد و بها داد . در قرآن آمده است :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
( 62 ) ،
« هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ »
( 63 ) ،
« وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ »
( 64 ) . در سيرهء ابن هشام ( ص 922 ، 290 ) آمده است : « فحمد اللّه و صلّى على نفيسه ( ص ) . . . صلّى على أبى أمامه ، صلّى عليه و استغفر له » . وى خداوند را ستود و بر خود درود فرستاد - كه درود خدا بر او باد . . . او بر ابو أمامه دعا كرد و بر وى نماز گزارد و براى او درخواست آمرزش كرد . نيز گفته‌اند كه « صلاة » از سوى خداوند ، رحمت و بخشايش است و از سوى ديگرى ، درخواست آمرزش ( 65 ) ، و واژهء « اعتناء » ، جامع هر دو معنى است . ( 8 ) ( صمّ ) « الصّمّاء » ( 104 / ألف ) : در صحيح بخارى در كتاب اللّباس آمده است : « و الصّمّاء . . . » صمّاء آن است كه كسى يكى از شانه‌هاى خود را با جامه‌اى بپوشاند و نيمى از تن او برهنه ماند . امّا شارح سنن أبى داود گفته است : « صمّاء » آن است كه كسى پيكر خود را با جامه‌اى زينت دهد و بپوشاند و هيچ طرف آن را بالا نگيرد و جايى براى بيرون آمدن