( 1 )
328 / الف نيز فرمان عمر به ابو موسى ، دربارهء برگزيدن قاضيان كوچك در حوزهء فرمانروايى خود
أخبار القضاة ، وكيع ، 1 / 76 - 77 .
از قطّان بن سفيان ، از پدرش روايت است كه گفت : فرمان عمر به ابو موسى را خواندم :
جز توانگر و بزرگزاده را براى كار داورى برمگزين ؛ زيرا توانگر ، چشم به دارايى مردم ندارد ، و بزرگزاده ، در ميان مردم از پيامدهاى داورى نمىهراسد .
( 2 )
329 نامهء عمر به معاوية بن ابو سفيان
( يا چنان كه بلاذرى گفته است ، به ابو موسى اشعرى ؛ شايد اين دو نوشته ، دو نامه با يك محتوا بوده است : يكى به والى شام و ديگرى به والى بصره ) .
المبسوط ، سرخسى 16 / 66 ( متن فرمان و شرح آن ) ؛ أخبار القضاة ، وكيع 1 / 74 - 75 ؛ بعر 1 / 33 ؛ أنساب الأشراف ، بلاذرى ، خطّى استانبول 2 / 624 .
امّا بعد : من دربارهء داورى ، نامهاى به تو نوشتهام كه به جان خودم سوگند ، در آن از هيچگونه نيكخواهى در حق تو فروگذار نكردهام . داراى پنج خصلت باش تا دينت از گزند به دور ماند و برترين بهره را از آن ببرى :
هرگاه دو تن به داورى نزد تو آيند ، دليل خردپسند و سوگند برنده از آنان بخواه . ناتوان را به خود نزديك ساز تا دل وى نيرومند و زبانش بازگردد . شخص دور از وطن را بنواز ، كه اگر وى را ننوازى ، از حقّ خويش چشم پوشيده به سوى خاندان خود بازخواهدگشت . زيرا بسيارند كسانى كه به دليل سربلند نكردن ، حقّ خود را از دست دادهاند . تا آنگاه كه حكم داورى برايت روشن نگشته است ، به برقرارى آشتى در ميان مردم بپرداز .