اما بعد : من آگاه گشتهام كه گروه بسيارى از پارسيان ، براى پيكار با شما در شهر نهاوند گرد هم آمدهاند . آنگاه كه اين نوشتهء من به دست تو رسد ، به فرمان و يارى و پيروزى خدا ، با مسلمانان همراه خود [ به سوى نهاوند ] راه بپوى . آنان را از سنگستانها راه مبر تا رنجور نگردند . مسلمانان را از هيچ حقّى بازمدار تا آنان را به سوى كفر بكشانى . ايشان را به درون مردابها مبر ، زيرا به راستى در نظر من يك تن مسلمان از يكصد هزار دينار محبوبتر ( و ارزشمندتر ) است .
و درود بر تو .
( 1 )
331 پيمان نعمان با مردم ماه بهراذان
طبرى ص 2632 - 2633 .
وى به جانها ، داراييها و زمينهاى مردم بهراذان ، پناه داده است . هيچيك از آيينهاى آنان ، دگرگون نخواهد گشت و كسى ايشان را از پرداختن به كارهاى دينى ، باز نخواهد داشت . تا آنگاه كه هر فرد بالغ آنان ، همهساله به اندازهء توانايى خويش ، سرگزيت مقرّر را به فرمانرواى خود بپردازد و ايشان فرد در راه مانده را راه بنمايند و راهها را آباد سازند و لشكريان اسلام را كه بر ايشان گذر كنند ، خوراك دهند و يك شب و يك روز به آنان جاى دهند ، و نيز بر پيمان خويش استوار و نيكخواه مسلمانان باشند ، جان و مال و زمينشان در پناه اسلام ، از تجاوز دشمن به دور خواهد ماند . ولى چنانچه نابكارى كنند و پيمان را دگرگون سازند ، مسلمانان در برابر ايشان تعهّدى نخواهند داشت .
عبد اللّه بن ذى السّهمين ، قعقاع بن عمرو و جرير بن عبد اللّه ، گواه گشتند .
( و در محرّم سال نوزده نوشته شد . )