( 1 )
328 نيز فرمان عمر به ابو موسى اشعرى
عيون الأخبار ، ابن قتيبه 1 / 11 .
امّا بعد : بىگمان ، مردم از سلطان خويش بيزارند . از خدا بترس كه كوردلى ناشناخته و بار كينهها ، من و تو را فراگيرد . هر روز ، زمانى را هر چند كوتاه ، براى به كار بستن كيفرها به كار گير .
هرگاه دو كار كه يكى از آن خدا و ديگرى از آن اين جهان است ، براى تو پيش آمد ، بهرهء خويش از سوى خدا را برگزين ؛ زيرا اين جهان تباه مىگردد و سراى ديگر ، پايدار خواهد ماند .
نابكاران را بهراسانيد و از انجمن گشتن ايشان جلوگيريد ( 1 ) . به ديدار بيماران مسلمان برو و هنگام به خاك سپردن مردگانشان ، با آنان باش . در خانهات را براى مردم بازگذار ؛ و به تن خويش كارهاى ايشان را سرپرستى كن ؛ زيرا تو نيز يكى از آنان هستى ، جز آنكه خداوند بار تو را سنگينتر از آنان نهاده است . من آگاه گشتهام كه در تو و خاندانت ، جامه ، خوراك و مركبى ديده شده است كه مسلمانان را همانند آنها نيست . اى عبد اللّه بپرهيز از آنكه همچون چهارپايى باشى كه چون به جايگاهى پرگياه گذر كند ، جز فربهى تن ، انديشهاى ديگر در سر نداشته باشد ؛ در صورتى كه مرگش در فربهى است .
آگاه باش كه هرگاه ، كارگزارى از راستى به ناراستى گرايد ، فرمانبران وى نيز از راستى ، بازخواهندگشت . بدبختترين مردم كسى است كه ديگران به وسيلهء او دچار بدبختى گردند .
و السّلام .
1 . در حديث آمده است كه : اجعل الفسّاق يدا يدا و رجلا رجلا ، فإنّهم إذا اجتمعوا وسوس الشّيطان بينهم بالشّرّ . يعنى نابكاران را از هم دور دار ، كه اگر گردهم آيند ، ابليس ايشان را به بدى فرا خواهد خواند ( الفائق 4 / 127 ؛ اساس البلاغة 2 / 56 ) . - م .