از ردّ حكم أو وابطال آن واظهار حق سر پيچيدند ( 1 ) واز سطوت جناب أو ترسيدند .
وبنابر اين ( 2 ) اين قصه دلالت صريحه بر ثبوت هيبت صحابه وتابعين از خلافت مآب دارد ، پس استدلال به آن بر نفى هيبت ابن عباس از غرائب خرافات وعجائب توهمات است .
اما استدلال بر نفى مهابت خلافت مآب از ابن عباس به عدم تقرر رأيي براي خلافت مآب واستشاره أو با صحابه ومشورت دادن عباس ، پس آن هم از غرائب استدلالات و ( 3 ) طرائف ترهات است ; زيرا كه مهابت منحصر بر سبق تقرر رأى خلافت مآب وعدم استشاره ومشورت نيست ، بلكه هرگاه رأى را بعد استشاره ومشورت پسنديدند واصرار بر آن ورزيدند مهابت در آن اشدّ وأبلغ متصور است .
ووالد ماجد اين متعصب هم دفع شبهه عدم جواز مهابت به وجه بليغ نموده است ، لكن اين بزرگ ، گوش به آن نداده در حمايت باطل كوشيده .
هامش
1 . در [ الف ] ( سرپيچيدند ) خوانا نيست ، از [ ج ] ثبت شد .
2 . [ ج ] بالجملة .
3 . ( واو ) از [ ج ] ثبت شد .