حسب اختيار أو أفضل بودند به اين قبائح نواخته ديگران بالأولى مطعون وملوم باشند .
بالجملة ; اگر أدنى بهره [ اى ] از انصاف وتأمل داشته باشند مىبايد كه جميع مطاعن وتشنيعات خود كه بر أهل حق به سبب طعن أصحاب مىزنند آن را بر خلافت مآب متوجه سازند ، ومخالفت آيات وروايات اعلاناً وجهاراً بر حضرتش ثابت سازند ، وحضرت أو را به زمره روافض كه ايشان را بدتر از يهود ونصارى مىپندارند - كما يظهر من منهاج ابن تيمية ( 1 ) - اندازند ، ودر حقيقت خلافت مآب از روافض هم گوى مسابقت ربوده ، چه روافض جميع اين أصحاب را كه در اين وقت موجود بودند به عيب وذمّ نمىنوازند .
وقطع نظر از اين هرگاه اين أصحاب شورى به اين فضائح وقبائح به اعتراف خود خلافت مآب موصوف باشند ولياقت خلافت وصلاحيت امامت حسب تصريح خودش نداشته باشند ، باز تفويض امر خلافت به ايشان محض مجازفه وعدوان وعين جور وطغيان است ، والله المستعان .
وروايت طعن عمر بر أصحاب شورى به حدّى صحيح وثابت وشايع وذايع ومعروف [ و ] مشهور است كه ابن تيمية شيخ الاسلام سنيان - با آن همه اغراق وانهماك در تعصب وعناد وانكار واضحات وابطال ثابتات ! - مجال
هامش
1 . لاحظ : منهاج السنة 2 / 71 .