ولطيف تر آن است كه اين تمنّاى عمر چنانچه خلاف حق ودليل بغض أو با جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) است ، همچنان اين تمنّى خلاف مذهب سنيه است بلكه حقيقتاً ( 1 ) مذهب سنيه را از بيخ مىكند ; چه از آن ظاهر مىشود كه خلافت مآب سالم ومعاذ را از عثمان هم بهتر مىدانست ، ونزد أو عثمان بدتر از اين هر دو بوده ، پس افضليت عثمان بعد ثاني از همه كس بر هم خورد ، و [ كذب وبطلان ] أحاديث وروايات بسيار كه در تفضيل عثمان از همه كس بعد ثاني تافتهاند ، ونبذى از آن در “ رياض النضرة “ و “ كنز العمال “ ( 2 ) وغير آن مسطور است ، كالشمس في رابعة النهار هويدا گرديد .
وهرگاه قطعاً وحتماً ثابت شد كه خلافت مآب در تجويز استخلاف سالم ومعاذ مخالفت حق نموده ، وراه مشاقّه أحاديث عديده مستفيضه پيموده ، وطعن كسى از حضار بر خلافت مآب در اين باب نقل نكردهاند ، پس استدلال أهل سنت جابجا در أمثال اين وقايع به سكوت أصحاب باطل محض ونقش بر آب است !
هامش
1 . از ( خلاف مذهب ) تا اينجا در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
2 . مراجعه شود به الرياض النضرة 2 / 137 ( چاپ مصر ) ، كنز العمال 13 / 231 ( جامع الخلفاء ) .