وجوب أطاعت واتباع آن حضرت مثل حديث ثقلين وغير آن ( 1 ) ، وروايات دالّه بر تحريم مخالفت آن حضرت ( 2 ) ; براي تفضيح وتقبيح خلافت مآب در تجويز تقدم سالم ومعاذ بر جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) كافى ووافى است .
وهيچ مسلمى كه أدنى رايحه ايمان به مشام أو رسيده تخيّل تجويز تقديم سالم ومعاذ بر جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) نمىتواند كرد ، چه جا كه تمنّاى اين تقديم كند وبر فواتش حسرت خورد ! !
كمال عجب است كه حضرات أهل سنت به شناعت وفظاعت اين تمنّاى عمرى وانمىرسند ودرنمىيابند كه اين تمنّى وتجويز به وجوه بسيار دليل غايت بغض وعناد خلافت مآب با جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) است ، وبرهان قاطع بر استخفاف وازرا واهانت است ، وبه وجوه بسيار ودلائل بي شمار ضلال خلافت مآب از آن ثابت مىشود .
واگر هيچ روايتي ودليلي را در اين باب ياد نكنند لا أقل قول كابلى وقول مخاطب را كه درباره تمسك به أهل بيت گفتهاند از ياد ندهند .
سابقاً دانستى كه كابلى در “ صواقع “ در بيان حديث « مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح ، من تمسّك بها نجى ، ومن تخلّف عنها هلك » گفته است كه :
هامش
1 . مراجعه شود به عبقات الأنوار ، بخش حديث ثقلين ، وبه كلام خود دهلوى در تحفه اثناعشريه : 130 ، 219 .
2 . مانند روايات ملازمت آن حضرت با حق كه در طعن دوم عمر گذشت .