تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
يحبّ المال والجنة ) ؟ ! ( 1 ) به جواب كساني كه استخلاف أو خواسته بودند گفته ، وهرگاه حضرت ثالث به افاده ثاني از محبت جنت دور ، واز قرب آخرت مهجور ، وبه حبّ مال مبتلا ومغرور باشد چگونه عاقلى تجويز خلافت - كه رتبه [ اى ] بس عاليه ومنزله [ اى ] بس ساميه است - براي أو تواند كرد كه بسيارى از صلحا وزهاد هم لياقت آن ندارند چه جا كه مفتونين حبّ جاه ومال ومشغوفين دنياي سريع الزوال كه از حليه حبّ جنت عارى ومرض مزمن حبّ دنيا - كه رأس هر خطيئه است - در دلشان ‹ 1553 › سارى ، أفسر صلاحيت خلافت بر سر گذارند ؟ ! واما اينكه عيبى كه عمر در سعد ثابت كرده اقواى عيوب است ، وباز هم دلالت بر نفى خلافت ندارد ; پس مدفوع است : أولا : به آنكه أقوى بودن عيب سعد از ساير عيوب ديگران ممنوع است ، بلكه عيب زبير كه در همين روايت ابن سعد مذكور است افضح وأقبح است ; زيرا كه عمر در اين روايت كفر زبير در حالت غضب ثابت كرده ، وأين الكفر من العجز عن تحمّل الخلافة ، ولو كان بالغاً منتهاه بحيث لا يقوم بقرية لو حمّل أمرها ، پس وصف زبير با آنكه مانع از خلافت وامامت است ، قادح امانت وديانت وعدالت نيز مىباشد .
هامش
1 . الأحكام السلطانية 1 / 13 - 12 .