تفرّد مسلم به آن واعراض بخارى از آن در اين مقام بي ربط محض واز قبيل أصوات حيوانات خواهد شد ، پس قطعاً ثابت شد كه ابن تيمية اعتراض به اعراض بخارى بر حديث شريف نموده .
پس بنابر اعتراض ابن تيمية حديث سلمه وسبره در نهى متعه نيز مقدوح ومجروح ولايق اعتراض وقابل اعراض باشد ، نه صالح احتجاج واستدلال واستناد واعتماد ، والله ولي التوفيق والرشاد .
واز طرائف مقام آن است كه طيبي - با آن همه عظمت وجلالت ومهارت در فنّ حديث - تا آنكه متصدى “ شرح مشكاة “ گرديده ، روايت سلمه را در نهى متعه - كه از اِفراد مسلم است - به “ صحيح بخارى “ هم نسبت كرده ، وذلك عجب عجاب ، در “ حاشية كشاف “ گفته :
روينا عن البخاري ، ومسلم ، عن سلمة بن الأكوع ، قال : رخّص لنا رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم عام أوطاس في المتعة ثلاثاً ، ثم نهى عنها ( 1 ) .
شانزدهم : آنكه روايت مسلم از سلمه ، سالم عن القدح والجرح نيست ، وقدح وروايات سبره هم بعد سبر واختبار به تصريحات نقّاد اخبار ، وسقوط آن از پايه اعتماد واعتبار - حسب إفادات اعلام كبار - هويدا وآشكار مىگردد ، مسلم در “ صحيح “ خود گفته :
هامش
1 . حاشية كشاف طيبي ، ورق دهم از تفسير سوره نساء .