جارى خواهد شد كه : شايد ايشان ( 1 ) از مذاهب خود رجوع كرده باشند ، وابطال رجوع ابن عباس عن قريب دريافت مىنمايى ، پس هرگاه حرمت رجوع ابن عباس كه درباره آن ‹ 1118 › بعض خرافات نقل هم مىكنند لايق اعتنا نباشد ، ذكر احتمال رجوع ابن مسعود كه محض وهم [ و ] خيال است چه صلاحيت ذكر دارد ، لكن همانا عناد وعصبيّت بر اينها استيلاى تمام دارد ، اگر احياناً مذهبي حق حسب روايات خود ثابت مىيابند ، دست وپا در ردّ آن واخفاى آن مىزنند ، گاهى مفتريات رجوع از آن مىآرند ، واگر انبان اسلاف تهى مىيابند ، ناچار بر حركت مذبوحى اكتفا مىكنند ، واز ذكر احتمال رجوع - ولو رجماً بالغيب - خود را معذور نمىدارند .
دليل يازدهم :
روايت جابر وسلمه است - كه سابقاً مذكور شد وباز در اينجا مذكور مىشود - مسلم در “ صحيح “ خود گفته :
حدّثنا محمد بن بشّار ، قال : ( نا ) محمّد بن جعفر ، قال : ( نا ) شعبة ، عن عمرو بن دينار ، قال : سمعت الحسن بن محمّد يحدّث عن جابر بن عبد الله ، وسلمة بن الأكوع ، قالا : خرج علينا منادي رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ، فقال : إن رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم قد أذن لكم أن تستمتعوا ، يعني متعة النساء .
وحدّثني أُمية بن بسطام العيشي ، قال : ( نا ) يزيد - يعني ابن
هامش
1 . در [ الف ] ( اوشان ) آمده است كه اصلاح شد .