تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
از اين روايت ظاهر است كه خلافت مآب كتفي گرفته ، وأصحاب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را جمع نمود تا حكمي در باب جدّ بنويسد ، وأصحاب علم يا ظنّ آن داشتند كه عمر جدّ را أب خواهد گردانيد كه ناگاه ماري برون آمد وحضرات متفرق شدند ، وخلافت مآب فرمود كه : اگر به تحقيق كه خدا اراده مىكرد كه امضاى اين حكم بكند هر آئينه امضاى آن مىكرد . واين معنا دلالت دارد بر آنكه در واقع حكم مسأله جدّ خلافت مآب را معلوم نبود والا حكم شرعي را كه به دليل وبرهان معلوم باشد به محض خروج مار وتفرق حضار كتمان نتوان كرد ، واز امضاى آن سر نتوان تافت ، وعدم امضاى آن را حواله به تقدير ايزد قدير كه از قبيل هفوات جهال شرير است ، نتوان ساخت . پس معلوم شد كه در واقع اين حكم از قبيل آرا ووساوس واهوا وهواجس بوده كه محض حيله بر آمدن مار وتفرق حضار به كار آمد . ومسأله كلاله هم اين مار يا ديگرى از قسم آن يار وفادار دستگيرى خلافت مآب ‹ 1004 › عالي تبار نموده كه جناب أو را از دخل بيجا وارتكاب خطا ومخالفت حضرت رسول خدا - عليه وآله آلاف التحية والثناء - باز داشته ; زيرا كه خلافت مآب در اين باب هم اراده نوشتن حكمي كرده ، كتفي به دست مبارك گرفته ، أصحاب نبوي را تصديع اجتماع داده بر خلاف ارشاد جناب
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 564 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى