رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وبر خلاف رؤيت خود - كما سبق ( 1 ) - نوشتن حكمي در كلاله خواسته ، ومفاخرت ومباهات بر آن آغاز نهاده كالمتجشع من غير شبع بر زبان آورده كه : هر آئينه قضا خواهم كرد در كلاله قضائي كه تحديث كنند به آن زنان در خدور خود كه ناگاه ماري از خانه فيض كاشانه ! برون آمد وياران متفرق شدند وخلافت مآب از بلاى ناگهانى - يعنى دخل بيجا در مسأله ايمانى - در اين وقت محفوظ ماند ، وارشاد كرد كه اگر اراده مىكرد خدا كه تمام بكند اين امر را هر آئينه تمام مىكرد آن را .
در " تفسير " ثعلبى مسطور است :
وقال طارق بن شهاب : أخذ عمر كتفاً ، وجمع أصحاب النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ، ثمّ قال : لأقضين في الكلالة قضاءً يحدّث به النساء في خدورها . فخرجت حينئذ حيّة من البيت ، فتفرقوا ، وقال : لو أراد الله أن يتمّ هذا الأمر لأتمّه ( 2 ) .
پس خروج مار بار بار عجب كار كرد كه خلافت مآب را از مخالفت ارشاد سرور اخيار ( صلى الله عليه وآله ) دو بار بر كنار داشت ، پس حقّ مار بر خلافت مآب عالىوقار زيادة از حقّ يار غار بوده كه حكم يار غار در مسأله جدّ موجب اضلال واحتقار ثاني والا نجار گرديد ، واين مار باعث صيانت أو از ارتكاب خطا در
هامش
1 . در طعن چهارم عمر گذشت .
2 . تفسير ثعلبى 3 / 422 .