شد ، وزيد بن ثابت أو را به خانه خود برد ونهرى كند واز آن نهر جوىها بر آورده ، از آن جوها جوىهاى خُرد ديگر بر آورد وآب را در آن نهر به وضعي جارى كرد كه به همه شاخهها وشعبهها رسيد ، باز يك شعبه سفلى را از پيش بند كرد آب ‹ 957 › آن شعبه بازگشت ، ودر شعبه وسطى رسيده به شعبههاى سفلى وعليا هر دو منتشر گرديد ، وتنها به شعبه عليا نرفت . پس به اين تمثيل وتصوير ثابت شد كه آنچه از جدّ منتقل شد به پسر واز پسر بر پسران أو ، باز تنها به جدّ نمىرسد بلكه قرابت جدّ به حال خود است وقرابت برادران به حال خود ، يكى ديگرى را باطل نمىكند ، از اين تمثيل به خاطر عمر ترجيح مذهب زيد قرار گرفت ( 1 ) .
أقول :
محتجب نماند كه از غرائب اضطرابات عمر در احكام شرعيه ، وطرائف تلوّنات أو در مسائل فقهية آن است كه با وصفى كه از مسأله جدّ جاهل بود ، وجسارت در اين مسأله - بر حسب روايات أهل سنت - مفضى به جراثيم جهنم است ، باز جسارتها در آن نمود وبه حسب رأى وهواي باطل صد حكم مختلف در اين باب داد ، وشناعت اين معنا مستغنى عن البيان است ، وعيان را چه بيان ، وروايت اختلاف عمر را در مسأله جدّ وحكم دادنش در
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 302 .