و « أنا مدينة العلم ، وعلي بابها ( 1 ) » وأمثال آن است - به كمال وقاحت ( 2 ) مىنمايند ; وأبو بكر را كه صدور خطاياي عظيمه از أو به أحاديث معتبره وأقوال معتمده أئمة شان ثابت ومتحقق است ، مبرا عن الخطا پندارند ، و - أستغفرالله - بعض أحاديث متضمن اين معنا بر حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بربافتند .
ولى الله در “ إزالة الخفا “ گفته :
بايد دانست كه صديق أكبر مشارك بود با ساير علماى صحابه در علم كتاب وسنت ، مدار مزيتى كه در ميان ايشان داشت خصلتى ديگر است ، وآن آن است كه نصيب وى . . . از تقاسيم رحمت الهى آن بود كه چون مسأله [ اى ] وارد مىشد يا مشورتى پيش مىآمد ، فراست خود را در پى آن مىدوانيد ، در اين اثنا شعاعى از غيب بر دل أو مىافتاد وبه آن شعاع بر حقيقت كار مهتدى مىگشت ، ومطرح اين شعاع از لطائف نفس أو لطيفه قلبيه مىبود ، لهذا به صورت عزيمت ظاهر مىشد نه به طريق مكاشفه ، وبه آيين واقع در دل مىافتاد ، نه در رنگ خاطر ، وسخن را به طريق سكر وغلبه ادا مىفرمود ، نه به طور صحو ، سخن كم مىگفت وچون مىگفت خطا نمىكرد ، ولهذا چون در قصه عريش : ( حسبك مناشدتك مع ربّك ) گفت ، آن حضرت عليه [ وآله ] السلم شناختند كه اين واقع از كجاست ، وقس عليه سائر خطبه وأحكامه .
هامش
1 . در الغدير 6 / 61 - 77 بيش از 140 نفر از اعلام عامه كه اين حديث را روايت كرده ويا حكم به اعنبار آن نمودهاند نام برده شدهاند ، همچنين مراجعه شود به عبقات الأنوار وملحقات إحقاق الحق به خصوص مجلدات : 4 ، 5 ، 7 ، 21 - 23 ، 31 - 32 .
2 . در [ الف ] كلمه ( وقاحت ) درست خوانده نمىشود .