ما كانَ
نيست
عَلَى النَّبِيِّ
بر پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم
مِنْ حَرَجٍ
هيچ وزرى و وبالى
فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ
در آنچه تقدير كرده است خداى براى او اين صورت مخصوص او نيست بلكه
سُنَّةَ اللَّهِ
سنت نهاد خداى سنتى
فِي الَّذِينَ خَلَوْا
در ان كسانى كه گذشتند
مِنْ قَبْلُ
پيش از محمد ص مراد انبياء ع ديگراند كه خدا نفى حرج كرد از ايشان در آنچه مباح گردانيد بر ايشان
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ
و هست كار خداى
قَدَراً مَقْدُوراً
اندازه مقدار كرده شده كه تخلف از ان محال است
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ
آن كسانى كه مىرسانند
رِسالاتِ اللَّهِ
پيغامهاى خداى را به امتان خود
وَ يَخْشَوْنَهُ
و مىترسند ازو
وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً
و نمىترسند از هيچ كس
إِلَّا اللَّهَ
مگر از خداى تعالى
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بسنده است خداى تعالى
حَسِيباً
كافى ترسندگان را يا شماركننده بندگان و چون شمار بدست اوست بايد كه ترس نيز ازو باشد بعد از واقعه زينب رض زبان طعن بىدينان دراز شد كه اين مرد ما را مىگويد كه زنان پسران بر شما حرام است و خود مىخواهد و زيد را با آن كه پسرخوانده او بود در حكم شرع مثل پسر اصلى مىدانستند حق سبحانه آيت فرستاد كه
ما كانَ مُحَمَّدٌ
نيست محمد صلى اللّه عليه و سلّم
أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
پدر هيچ يكى از مردمان شما و اگرچه پدر طيب و طاهر و قاسم و ابراهيم رضى اللّه عنهم بوده اما ايشان به حد رجال نرسيدند پس او را فى الحقيقة پسر صلبى نيست كه ميان وى و آن پسر حرمت مصاهرت باشد -
وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ
و ليكن او فرستاده خداست
وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
و مهر پيغمبران يعنى به دو مهر كرده شد در نبوّت و پيغمبرى برو ختم كردهاند و خاتم بمعنى آخرين نيز هست يعنى اوست آخرين انبياء بنور ظهور چنانچه اوّل ايشان بود بظهور نور
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
بهر چيزى دانا پس مىداند كه كيست سزاوار آنكه نبوت برو ختم شود در عيون الاجوبه آورده كه صحت هر كتابى به مهر اوست حق سبحانه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را مهر گفت تا بدانند كه تصحيح دعوى محبت الهى جز بمتابعت حضرت رسالتپناهى عليه الصلاة و السلام نتوان كرد
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
و شرف بزرگوارى كتاب به مهر اوست و شرف جمله انبياء ع نيز بدان حضرت صلى اللّه عليه و سلّم و شاهد هر كتاب مهر اوست پس شاهد در محكمه قيامت او خواهد بود چنانچه
وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً
و چون كتاب را مهر كردهاند كتابت در پايانى باشد چون نبوّت به آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلّم سمت اختتام يافت در نبوت به دو بسته گشت ديگر چون از همه انبياء ع به مهر نبوت مخصوص بود به ختميت ايشان نيز اختصاص يافت و فى المثنوى المعنوى نظم
هر كه او خاتم شده است او كه به خود * مثل او نى بود و نى خواهند بود
چونكه در صنعت برو استاد دست * تو بگوئى ختم صنعت بر وى است .