بِنَصْرِ اللَّهِ
به يارى كردن خداى تعالى مر اهل كتاب را بر قومى كه كتاب ندارند چه درين صورت انقلاب تفال است و ظهور صدق اخبار مؤمنان و بردن گرود از ياد يقين صحابه رض پس البته مؤمنان شاد و خرّم خواهند بود و گفتهاند فرح بهآنست كه بعضى از اعداى دين بر بعضى غلبه كردند و جمعى را نابود ساختند و آنچنان بود كه شهريار و فرخان بر بعضى بلاد روم غالب گشتند و پرويز بغمازى ارباب غرض بر هر دو برادر متغير گشت و خواست كه يكى را بر دست ديگرى هلاك كند و هر دو بر صورت حال واقف شده كيفيت بقيصر روم عرض داشت كردند و دين ترسائى اختيار نمودند و سپهدار لشكر روم شدند و فارسيان را مغلوب ساخته بعضى از بلاد ايشان بگرفتند
يَنْصُرُ
يارى مىدهد خداى تعالى
مَنْ يَشاءُ
هرك را مىخواهد
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و او غالبست انتقام كشد از جمعى
الرَّحِيمُ
مهربان است غلبه دهد جمعى را بر جمعى
وَعْدَ اللَّهِ
وعده كرد خداى تعالى غلبه روم يا فرح مؤمنان وعدهكردنى
لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ
خلاف نمىكند خدا وعده خود را چه دروغ بر وى ممتنع است بلكه راست مىسازد
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ
و ليكن بيشتر مردمان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند صحت وعده او را
يَعْلَمُونَ
مىدانند
ظاهِراً
چيزهاى آشكارا
مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا
از زندگانى دنيا يعنى مال و متاع و جاه و دولت او را يا اسباب معاش و تجارات و در تيسير و وسيط مىگويد كه مراد از دنيا بنا نهادن و زراعت كردن و اجراى انهار و قنوات است كه اكثر اهل دنيا قواعد آن را مىدانند
وَ هُمْ
و ايشان
عَنِ الْآخِرَةِ
از امور آخرت كه غايت مقصود آنست
هُمْ غافِلُونَ
ايشان غافلان و بىخبرانند تكرير ضمير جهت تاكيد است
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
آيا تفكر نمىكنند
فِي أَنْفُسِهِمْ
در نفسهاى خويش كه مراياى ممكنات است يعنى هر چه در آفاق هست نمودار آن در انفس مىتوان يافت يا چرا در كار نفس خود تفكر نمىنمايند تا از ابداى خود بر اعاده استدلال كنند
ما خَلَقَ اللَّهُ
نيافريد خداى تعالى
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آسمانها و زمينها را
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه ميان آسمان و زمين است
إِلَّا بِالْحَقِّ
مگر براى حق يعنى به حكمت ملخص سخن آنكه آفريدن ارض و ما بينهما نه براى بازيست بلكه آفريدن به جهت استدلال بر توحيد باريست
وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
و براى وقتى نامبرده كه چون آن زمان برسد به نهايت برسند مراد روز قيامتست
وَ إِنَّ كَثِيراً
و به درستى كه بسيارى
مِنَ النَّاسِ
از مردمان يعنى كفره
بِلِقاءِ رَبِّهِمْ
به ديدار پروردگار خود يعنى روز رستخيز كه وقت لقا است
لَكافِرُونَ
هر آئينه ناگرويدگان