قالُوا
گفتند عاديان در جواب هود عليه السلام
سَواءٌ عَلَيْنا
يكسان است بر ما
أَ وَعَظْتَ
پند دهى ما را
أَمْ لَمْ تَكُنْ
يا نباشى
مِنَ الْواعِظِينَ
از پند دهندگان يعنى ما طريقه خود را از دست ندهيم
إِنْ هذا
نيست اين كار كه ما برآنيم از بتپرستى و تجبّر و عمارت بناهاى مرتفع
إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ
مگر عادت پيشينيان از ما
وَ ما نَحْنُ
و نيستيم ما
بِمُعَذَّبِينَ
عذابكردهشدگان به اين عادتها
فَكَذَّبُوهُ
پس تكذيب كردند رسالت هود عليه السلام را
فَأَهْلَكْناهُمْ
پس هلاك كرديم ما ايشان را بباد صرصر
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در هلاك قوم عاد
لَآيَةً
هر آئينه نشانهايست دلالتكننده بر آنكه عاقبت اهل تكذيب به عقوبت كشد
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ
و نبودند بيشتر قوم عاد
مُؤْمِنِينَ
گرويدگان چه اندك از ان قبيله با هود در خطه بودند و باقى در معرض سخط
وَ إِنَّ رَبَّكَ
و بتحقيق كه پروردگار تو
لَهُوَ الْعَزِيزُ
اوست غالب كه از تعذيب كفار باك ندارد
الرَّحِيمُ
مهربان است كه مؤمنان را از مهلكه عقوبت بيرون آرد
كَذَّبَتْ
به دروغ نسبت دارند
ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ
قبيله ثمود فرستادگان خداى را يعنى صالح عليه السلام را و انبياى سابق را ع
إِذْ قالَ لَهُمْ
ياد كن چون گفت مر ايشان را
أَخُوهُمْ
برادر ايشان از جهت قرابت
صالِحٌ
صالح بن عبيد
أَ لا تَتَّقُونَ
آيا نمىترسيد از عذاب خداى كه به دو شرك مىآريد
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
به درستى كه من براى شما فرستادهام مشهورم به امانت و راستى
فَاتَّقُوا اللَّهَ
پس بترسيد و حذر كنيد از عذاب خداى تعالى
وَ أَطِيعُونِ
و فرمان بريد مرا در امر و نهى
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ
و نمىطلبم شما را بر نصيحتى كه مىكنم
مِنْ أَجْرٍ
هيچ جزاى كه به من دهيد و من بدان متّهم شوم
إِنْ أَجْرِيَ
نيست مكافات من
إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
مگر بر خداوند عالميان
أَ تُتْرَكُونَ
آيا گذاشته خواهيد شد شما يعنى نخواهند گذاشت شما را
فِي ما هاهُنا
در آنچه هستيد اينجا يعنى در دنيا از مساكن و منازل
آمِنِينَ
ايمن از آفات و سالم از فوات
فِي جَنَّاتٍ
در بوستانها
وَ عُيُونٍ
و چاهسارها چه قوم ثمود را چشمه و نهر نبوده
وَ زُرُوعٍ
و كشتها
وَ نَخْلٍ
و خرماستانها كه
طَلْعُها
شكوفه درختان وى
هَضِيمٌ
نازك و نرم و لطيف است .