قالَ كَلَّا
گفت موسى حاشا كه ايشان شما را دريابند
إِنَّ مَعِي رَبِّي
به درستى كه با منست پروردگار من به يارى و مددگارى
سَيَهْدِينِ
زود باشد كه راه نمايد مرا درين حيرت و طريق نجات پديد آرد محققان گفتهاند كه موسى عليه السلام در كلام خود معيّت را مقدم داشته كه ان معى ربى و رسول ما صلى اللّه عليه و سلّم در قول خود كه ان اللّه معنا معيّت را تأخير فرمود تا بر ضمائر عرفا روشن گردد كه كليم از خود به حق نگريست و اين مرتبه مريدست و حبيب از حق به خود نگريست و اين مرتبه مرادست مريد را هر چه گويند چنان كند و مراد هر چه گويد چنان كنند بيت
اين يكى را روى او در روى دوست * وان دگر را روى او خود روى اوست
آوردهاند كه چون لشكر فرعون نزديك بنى اسرائيل رسيدند حق سبحانه حجابى از بخار ميان فريقين پديد آورد چنان كه يكديگر را نمىديدند فرعون قوم خود را گفت فرود آئيد تا آفتاب ارتفاع يافته بخار از ميان برخيزد و ما بر ايشان رويم كه راه مخلصى بر ايشان بسته است دريا از پيش و لشكر ما از عقب ايشان كجا توانند گريخت مصرع
كجا روى كه ز هر سو گريزگاه ندارى
اما بنى اسرائيل اضطراب به مرتبه رسانيدند كه موسى عليه السلام بناليد و وحى در رسيد كه ما دريا را به حكم تو كرديم او را به كنيت بخوان و برو حكم كن چنانچه حق سبحانه فرمود
فَأَوْحَيْنا
پس ما وحى كرديم
إِلى مُوسى
بسوى موسى
أَنِ اضْرِبْ
آنكه بزن
بِعَصاكَ الْبَحْرَ
بعصاى خود درياى قلزم را موسى بر لب دريا آمد و عصا بر وى زد و گفت يا ابا خالد ما را راه ده
فَانْفَلَقَ
پس بشگافت دريا و دوازده راه پديد آمد
فَكانَ
پس بود
كُلُّ فِرْقٍ
هر پاره جدا شده از هم
كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
همچون كوهى بزرگ و فى الحال بادى بر تك دريا وزيد و داخل او خشك شد و هر سبطى از راهى به دريا آمدند
وَ أَزْلَفْنا
و جمع كرديم
ثَمَّ الْآخَرِينَ
آنجا ديگران را كه قوم فرعون بودند يعنى همه را بر لب درياى قلزم گرد آورديم بر حوالى فرعون و چون فرعون به كنار دريا رسيد و آن حال مشاهده كرد خواست كه سفهاى قوم را فريب دهد گفت اى قوم چه مىبينيد كه دريا از هيبت من شكافته شده هامان بطريق مسارت با وى گفت تو خود مىدانى كه اين صورت به دعاى موسى واقع شده زينهار به دريا درنيائى كه هلاك شوى فرعون خواست كه عنان بتابد جبرئيل عليه السلام بر ماديانى نشسته خود را پيش فرعون به دريا افگند و فرعون بر اسپ الغيرى تند سوار بود الغير بوى ماديان شنيده عنان تمالك از دست فرعون بيرون برده روى به دريا نهاد و لشكريان هر فوجى از راهى به دريا درآمدند و ميكائيل بر عقب آن لشكرى آمد و ايشان را مىراند تا تمام لشكر به دريا درآمدند و حكم الهى در رسيد كه اى دريا به حال خود باز رو و بهيكبار آبها بهم بازپيوست و مجموع فرعونيان غرق شدند و بنى اسرائيل به سلامت عبور كرده بر كنار دريا قرار گرفتند كما قال اللّه تعالى
وَ أَنْجَيْنا مُوسى
و نجات داديم موسى را
وَ مَنْ مَعَهُ
و هر كه با او بود
أَجْمَعِينَ
همه ايشان را
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ
پس غرق گردانيديم ديگران را
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در نجات موسى ع و قوم او و هلاك فرعون و لشكر او
لَآيَةً
هر آئينه علامتى است روشن و دلالتى است هويدا بر قدرت الهى
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ
و نبودند بيشتر قوم فرعون
مُؤْمِنِينَ
گرويدگان چه از تمام قبط حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود گويند كسى ايمان نياورد و او با حضرت موسى عليه السلام از مصر بيرون آمده بود
وَ إِنَّ رَبَّكَ
و به درستى كه آفريدگار تو
لَهُوَ الْعَزِيزُ
اوست غالب و كسى را قوت غلبه برو نيست
الرَّحِيمُ
مهربان است و عقوبت نمىكند مگر بعد از الزام حجّت
وَ اتْلُ
و بخوان
عَلَيْهِمْ
بر مشركان عرب
نَبَأَ إِبْراهِيمَ
خبر ابراهيم را كه ايشان به دو نسبت درست مىكنند و به فرزندى او مفتخر و مستظهراند .