سورة المزّمّل
مكّيّة و هى عشرون آية -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
آوردهاند كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم در مبدأ بعث نماز گزاردى و به گليمى خود را پوشيده داشتى و از خديجه رضى اللّه عنها منقول است كه آن مثل چادرى بوده چهارده ذراع نصفى بر بالاى ما بودى و نيمى رسول عليه الصلاة و السّلام پوشيدى و بوى نماز ادا كردى حق سبحانه با وى خطاب كرد كه
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
اى گليم در خود پيچيده و گفتهاند زمل بمعنى حملست يعنى اى بردارنده بار نبوّت
قُمِ اللَّيْلَ
برخيز به شب يعنى به نماز
إِلَّا قَلِيلًا
مگر اندكى از شب قيام ليل در ابتداى اسلام فرض بوده و ميان مقادير ثلثه مخير بوده چنانچه حق سبحانه فرمود كه شب به نماز برخيز مگر اندكى كه آن
نِصْفَهُ
نيمشب است
أَوِ انْقُصْ
يا كم كن
مِنْهُ
از نيمه شب
قَلِيلًا
اندكى تا بثلث بازآيد و ازين كمتر نشايد
أَوْ زِدْ
يا زياده كن
عَلَيْهِ
بر نيمه شب تا به ثلثان رسد و غايت اين باشد
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ
و به تأنّى و شمرده بخوان قرآن را يا روشن كن حروف آن را بوقت تلاوت
تَرْتِيلًا
روشنكردنى چنانچه سامع شمار آن تواند كرد و از مرتضى على رضى اللّه عنه ، نقل كردهاند كه مراد بترتيل حفظ وقوف است و اداى حروف
إِنَّا سَنُلْقِي
به درستى كه زود باشد كه ما وحى كنيم و منزل گردانيم
عَلَيْكَ
بر تو
قَوْلًا ثَقِيلًا
سخنى گران يعنى كلامى مشتمل بر تكاليف شاقه كه گران باشد حمل آن بر مكلفان يا گران بود از جهت امر و نهى و وعد و وعيد و حلال و حرام و حدود و احكام يا ثقيل بود سماع آن بر كافران و تعقل در ان بر منافقان يا گران باشد ثواب آن در ميزان و گفتهاند ثقيل باشد بر تو تلقى آن و آن اشدّ صورتهاى وحى بود كه آن سرور صلى اللّه عليه و سلّم مثل آواز ؟ ؟ ؟ صداى شنودى و از مجرد صوتى بىاعتماد بر مخارج فراگرفتن حروف و كلمات از طريق معتاد خارج مىنمود و ازين جهت در انحال ثقلى تمام به سيد انام مىرسد چنانچه از عائشه رضى اللّه عنها منقول است كه در روزى كه سر ما بهغايت سرد بودى مىديدم كه وحى برو فرود مىآمد و از جبين مباركش قطرات عرق مىچكيد و در حين نزول وحى بر آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم بدين نوع كه مذكور شد اگر بر شترى سوار بودى دست و پاى شتر خم گشتى و اگر تكيه بر ران يكى از ياران داشتى خوف شكستن آن بودى و درين محل روى گلگونش برافروختى مصرعه بسان گل كه بصحن چمن برافروزد و در بحر الحقائق آورده كه قرآن در نفس خود مفصل است كما قال اللّه تعالى كتاب فصلت آياته و نسبت با جميع كتب منزله سماويه صورتى اجمال دارد چه متصدق و مطابق همه است كه مصدقا لما بين يديه پس ثقل قرآن اشارت است به جامعيت وى ميان صورتين اجماليه و تفصيليه چه جامع امرين اثقل و اشرف و اكمل و اعظم خواهد بود و كشنده چنين بارى جز صاحب جمعيت نشايد نظم
حمل چنين بار به مقدار تست * كار كسى نيست كه اين كار تست
كس نتواند زدن اينجا نفس * قوت اين كار تو دارى و بس
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ
به درستى كه ساعت شب يا عبادتى كه ناشى شود به شب يا قيام به شب
هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً
آن سختتر است از جهت رنج و كلفت چه ترك خواب و راحت بر نفس بهغايت شاق است يا بيشتر است از روى فراغت دل چه در روز دلها به تصرف در باب معيشت مشغول باشند و در شب از خواطر گوناگون فارغ شده متوجه محراب عبادت توانند شد بيت
خاموش شده عالم به شب تا چست باشى در طلب * زيرا كه بانگ عربده تشويش خلوتگاه تست
وَ أَقْوَمُ
و راستتر است
قِيلًا
از جهت مقال يعنى خواندن قرآن در شب صوابتر است كه دل فارغ باشد و زبان با دل موافقت نمايد به زبان مىخواند و بدل تفكر مىكند و ناشئة اللّيل گفتهاند كه ميان مغرب و عشا است يا ما بعد عشا تا صبح و بقول عائشه رضى اللّه عنها كه ناشئة آن باشد .
كه از خواب برخيزد .