تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1303

مساهمون:

ص١٣٠٣
وَ أَنَّهُ كانَ
و به درستى كه هست
يَقُولُ
كه مىگويد
سَفِيهُنا
جاهل و نادان ما يعنى ابليس
عَلَى اللَّهِ
بر خداى
شَطَطاً
سخنى دور كه نسبت صاحبه و ولد است بوى
وَ أَنَّا ظَنَنَّا
و ما پنداشتيم
أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ
آنكه نگويند آدميان
وَ الْجِنُّ
و جنيان
عَلَى اللَّهِ كَذِباً
بر خداى دروغى لا جرم هرچه سفيه ما مىگفت باور مىكرديم چون قرآن شنيديم معلوم شد كه دروغ بر خداى مىبسته
وَ أَنَّهُ كانَ
و به درستى كه بودند
رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ
مردانى از آدميان كه در بعضى امكنه
يَعُوذُونَ
پناه گرفتندى
بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ
به مردانى از جنيان و آن‌چنان بوده كه چون كسى به بيابان هولناك رسيدى گفتى پناه مىبرم به سيد اين وادى از شر سفهاى قوم او و اعتقاد او آن بودى كه بدان استعاذه آن شخص سالم و مأمون بماند و اهل مكّه در مواطن هايله گفتندى اعوذ بحذيفة بن بدر من شر جن هذا الوادى
فَزادُوهُمْ
پس بيفزودند آدميان مر جنيان را بسبب اين استعاذه
رَهَقاً
كبر و سركشى و جهل تا گفتند كه بزرگى ما به مرتبه است كه آدميان بما پناه مىجويند
وَ أَنَّهُمْ
و به درستى كه آدميان يعنى كفّار ايشان
ظَنُّوا
گمان بردند
كَما ظَنَنْتُمْ
همچنان‌كه شما گمان برده‌ايد اى جن
أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ
آنكه بر نه‌انگيزد خداى
أَحَداً
يكى را از مردگان براى حساب و جزا
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ
و به درستى كه ما مس كرديم آسمان را او براى استراق سمع بالا رفتيم و خواستيم كه بوى درآييم
فَوَجَدْناها
پس يافتيم آسمان را
مُلِئَتْ
پر كرده شد
حَرَساً شَدِيداً
از پاسبانان توانائى محكم يعنى ملائكه كه بمنع جن نامزد شده‌اند
وَ شُهُباً
و از ستارگان درخشنده آتش‌فشان كه جهت رجم ديوان متعين گشته
وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ
و به درستى كه ما بوديم كه ما نشستيم
مِنْها
از آسمان
مَقاعِدَ
در نشستگاهها
لِلسَّمْعِ
براى شنيدن اخبار آسمانى يعنى قبل از بعثت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بر آسمان مىرفتيم و در مقاعد خالى از حرس و شهب مىنشستيم
فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ
پس هر كه از جن طلب شنيدن مىكند اكنون
يَجِدْ
مىيابد
لَهُ
براى خود
شِهاباً
ستاره روشن و آتشبار
رَصَداً
نگاهدارنده و مترصد ايستاده يعنى براى سوختن وى
وَ أَنَّا لا نَدْرِي
و به درستى كه ما نمىدانيم
أَ شَرٌّ أُرِيدَ
آيا بدى خواسته شده است از حراست آسمان و بازداشتن ما از ان
بِمَنْ فِي الْأَرْضِ
به كسانى كه در زمين‌اند از آدميان
أَمْ أَرادَ بِهِمْ
يا خواسته است بديشان
رَبُّهُمْ
آفريدگار ايشان
رَشَداً
خيرى و صلاحى .