تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1266

مساهمون:

ص١٢٦٦

سورة الطّلاق

مدنيّة و هى اثنتا عشرة - آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- آورده‌اند كه عبد اللّه بن عمر رض زن خود را در حالت حيض طلاق داد حضرت رسالت‌پناه ص فرمود تا رجوع كند و آنگاه كه از حيض پاك شود اگر خواهد طلاق دهد و درين باب آيت آمد كه
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
اى پيغمبر برگزيده بگو امت خود را كه شما
إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
چون خواهيد كه طلاق دهيد زنان مدخول بهن را كه صغيره و آيسه و حامله نباشند
فَطَلِّقُوهُنَّ
پس طلاق دهيد
لِعِدَّتِهِنَّ
در عدّت ايشان يعنى در طهرى بىجماع كه شمار توان كرد آن را از عدّت و اين طلاق سنى است چه زن بعد از طلاق بعدت درمىآيد و طلاق بدعى آنست كه در حالت حيض يا طهرى كه در ان مجامعت واقع شده باشد وقوع يابد چه آن ايّام را از عدّت حساب نتوان كرد و زن در ان محل نه معتده باشد و نه ذات بعل و عدد طلاق نزد امام شافعى رح اعتبار ندارد و نزد امام اعظم رح و امام مالك رح معتبر است پس اگر در طهر بىمباشرت سه طلاق دهند بمذهب امام شافعى رح سنت است و بمذهب آن دو 2 مام ديگر بدعت و اگر يك طلاق واقع شود باتفاق جمهور سنت است
وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ
و شمار كنيد اى مردان عدّت زنان را كه ايشان از ضبط آن عاجزاند يا از احصاى آن غافل
وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ
و بترسيد از خداى تعالى كه پروردگار شما است و طلاق به سنّت دهيد و بعد از طلاق
لا تُخْرِجُوهُنَّ
بيرون مكنيد زنان مطلقه را
مِنْ بُيُوتِهِنَّ
از خانهاى ايشان كه بوقت زنان شوهرى بوده باشند تا وقتى كه عدّت منقضى گردد
وَ لا يَخْرُجْنَ
و زنان را نيز بايد كه بيرون نيايند پس ايشان را اخراج مكنيد
إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ
مگر آنكه بيايند
بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ
بعملى زشت هويدا كرده شده و حفص بكسر يا خواند يعنى كردارى ناخوش كه روشن‌كننده حال زنان بود در بدكردارى مراد معصيتى است كه درو حدى باشد چون زنا و سرقه كه براى اقامت حد ايشان را بيرون بايد آورد يا آنكه بفحش و سفاهت اهل آن خانه را ايذا كنند و در ان حال اخراج ايشان حلال است چه آن حكم نشوز دارد در اسقاط حق ايشان
وَ تِلْكَ
و اين حكمها كه مذكور شد
حُدُودُ اللَّهِ
اندازهاى خداى است كه مقرر فرموده و از ان بيرون نتوان رفت
وَ مَنْ يَتَعَدَّ
و هر كه درگذرد
حُدُودُ اللَّهِ
از حدهاى خداى
فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ
پس به درستى كه ستم كرده باشد بر نفس خود و خود را مستحق عقوبت ساخته
لا تَدْرِي
نمىدانى تو اى طلاق‌دهنده يا نمىداند هيچ نفسى
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ
شايد كه خداى تو گرداند
بَعْدَ ذلِكَ
پس ازين طلاق
أَمْراً
كارى را يعنى شايد مر او را پشيمان كند يا دوستى زن در دل وى پديد آيد تا رجوع نمايد .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1266 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى