است بر آنكه : اگر زنى ديگر شهادت مىداد استحقاق ثابت مىشد ، بر زبان آورد ، بلكه به تصريح كابلى زن ديگر را طلب كرد ( 1 ) .
و لله الحمد كه خود مخاطب هم در مابعد تصريح كرده است كه : در اين صورت - يعنى صورت عدم قبض - حاجت به طلب گواه و شاهد نبود ، و چون ابوبكر طلب شاهد نمود قبض حضرت فاطمه ( عليها السلام ) حسب اعترافش ثابت شد ، و لله الحمد على ذلك حمداً جميلا .
اما آنچه گفته : پس ابوبكر فاطمه [ ( عليها السلام ) ] را در دعوى هبه تكذيب نكرد ، بلكه تصديق نمود .
پس هرگاه به اعتراف مخاطب ابوبكر در دعوى هبه ، حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را تصديق نموده ، صدق آن حضرت در اين دعوى به اعتراف صديق اهل سنت ثابت گرديد ، و نهايتِ ظلم و ستم و جور و عدوان او در غصب فدك به كمال وضوح و ظهور رسيد كه با وصف علم [ به ] اين معنا كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فدك را به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) هبه نموده ، از آن حضرت انتزاع كرده ، جور و جفاى خود بر اهل بيت اصطفا - عليهم آلاف التحية والثناء - ظاهر و روشن ساخته .
هامش
1 . الصواقع ، ورق : 258 .