در “ مقصد اقصى “ بدين عبارت مزبور است كه : بعضى گويند : حضرت رسالت [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] به سوى فدك اميرالمؤمنين على [ ( عليه السلام ) ] را فرستاد ، و مصالحه بر دست امير [ ( عليه السلام ) ] واقع شد ، بر آن نهج كه امير [ ( عليه السلام ) ] قصد خون ايشان نكند ، وحوائط خواص ( 1 ) از آنِ رسول [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] باشد ، پس جبرئيل فرود آمد و گفت : « حق تعالى مىفرمايد كه : حق خويشان بده » ، رسول [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] گفت : « خويشان من كيستند ؟ و حق ايشان چيست ؟ » جبرئيل گفت : « فاطمه است ، حوائط فدك به دو ده ، و آنچه از آن خدا و رسول است در فدك هم به دو ده » .
پيغمبر ( عليه السلام ) فاطمه [ ( عليها السلام ) ] را بخواند ، ‹ 236 › و از براى او حجتى نوشت ، و آن وثيقه [ اى ] بود كه بعد از وفات رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم پيش ابوبكر آورد و گفت : « اين كتاب رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم است كه از براى من و حسن و حسين نوشته است » . ( 2 ) انتهى كلامه .
و در “ روضة الصفا “ مذكور است :
و در “ مقصد اقصى “ به اين عبارت مذكور است كه : بعضى مىگويند كه : حضرت رسالت [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] به سوى فدك حضرت اميرالمؤمنين على [ ( عليه السلام ) ] را فرستاد ، و مصالحه بر دست امير [ ( عليه السلام ) ] واقع شد ، بر آن نهج كه امير [ ( عليه السلام ) ] قصد
هامش
1 . [ ج ] خاصّ .
2 . [ ب ] حبيب السير ، مجلد اول ، جزء سوم صفحه : 58 ( طبع هند سنه 1273 ) . [ حبيب السير 1 / 381 ] .