سيزدهم ( 1 ) از “ مشكاة “ نقل نموده ، و به تصديق آن پرداخته ; زيرا كه در آن حديث اين عبارت واقع است :
ثم صارت لعمر بن عبد العزيز ، فقال : فرأيت أمراً منعه رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فاطمة ليس لي به حق ، وإني أُشهدكم أني رددتها على ما كانت عليه ، يعني على عهد رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم وأبي بكر وعمر ( 2 ) .
و از عبارت “ شرح مقاصد “ فسق عمر بن عبدالعزيز هم ثابت است ; زيرا كه حسب اين عبارت عمر بن عبدالعزيز فدك را از مروان گرفته و حصه خود را به وليد هبه نموده ، و ظاهر است كه فدك - نزد اهل حق - حق حضرت فاطمه ( عليها السلام ) بود و حسب روايت بكريه حق مسلمين ، پس گرفتن عمر بن عبدالعزيز آن را و دادن آن به وليد فسق و فجور صريح است ، و عجب كه به روايت چنين ناكسى مخاطب در ابطال هبه فدك تشبث نموده !
اما آنچه گفته : چنانچه قاضى نورالله در “ مجالس المؤمنين “ به تفصيل ذكر نموده .
پس جوابش آنكه : اين تفصيل كه مخاطب ذكر كرده قاضى نورالله در “ مجالس “ ذكر ننموده .
هامش
1 . اول طعن سيزدهم از تحفه اثناعشريه : 277 - 279 گذشت .
2 . [ ب ] مشكاة 2 / 421 ( طبع دمشق ) . [ مشكاة المصابيح 2 / 1190 ] .