تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
يعنى : عيب كرده نمىشود شخص به تأخير گرفتن حق خود ، جز اين نيست كه عيب كرده مىشود از گرفتن چيزى كه حق او نيست . و به هر كيف چون به روايات كتب معتمده سنيه به غايت وضوح ثابت شده كه جناب امير ( عليه السلام ) فدك را حق فاطمه ( عليها السلام ) مىدانست ، تا آنكه شهادت هبه فدك به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) نزد ابوبكر داده ، پس اهل سنت را كه ادعاى اعتقاد امامت و عدالت آن حضرت دارند نيز لازم است كه از ترك فدك و ندادن آن به حسنين ( عليهما السلام ) جوابى بدهند ، همان جواب را از طرف شيعه مقبول بايد نمود . اما آنچه گفته : عمر بن عبدالعزيز در وقت خود فدك را به حضرت امام محمد باقر ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] داد ، ايشان گرفتند و در دست ايشان بود . ‹ 285 › و همچنين آنچه گفته : تا آنكه در سنه دوصد و بيست مأمون عباسى به عامل خود قثم بن جعفر نوشت كه فدك را به اولاد فاطمه ( عليها السلام ) بده ، در اين وقت امام على رضا [ ( عليه السلام ) ] گرفتند . پس منافى آن است ، آنچه خود در حاشيه همين قول از “ شرح مقاصد “ نقل كرده و آن اين است : والمذكور في كتب التواريخ : أن فدك كانت على ما قرّره أبو بكر إلى زمن معاوية ، ثم أقطعها مروان بن الحكم ، ووهبها مروان