تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
چيز را كه در دست ايشان افتد عاريه خدا مىدانند ، و به آن منتفع مىشوند ، و لهذا زكات بر ايشان واجب نمىشود ، و نه اداى دين از تركه ايشان واجب مىگردد ، و در مال عاريه بالبديهه وصيت كردن و ميراث دادن نافذ نيست . و چون عدم توريث در مال انبيا به روايت معصومين بالقطع ثابت شد ، عدم نفاذ وصيت به طريق اولى به ثبوت رسيد ; زيرا كه توريث به مراتب اقوى است از وصيت ، و وصيت به مراتب اضعف است از توريث . سوم : آنكه وصيت براى شخصى بالخصوص وقتى درست مىشود كه سابق از آن ، بر خلاف آن وصيت از موصى صادر نشده باشد ، و در اينجا لفظ : ( ما تركناه ‹ 280 › صدقة ) كار خود كرده ، رفته است ، و جميع متروكه پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم وقف فى سبيل الله گرديد ، گنجايش وصيت نماند . چهارم : آنكه اگر بالفرض وصيت واقع شده باشد ، و ابوبكر را بر آن اطلاع نشد و نزد او به موجب شاهدان به ثبوت نرسيده ، او خود معذور شد ، آيا حضرت امير ( عليه السلام ) را در وقت خلافتِ خود چه عذر بود كه آن وصيت را جارى نفرمود ، و به دستور سابق در فقرا و مساكين و ابن السبيل تقسيم مىنمود ؟ اگر حصه خود را در راه خدا صرف كرد ، حسنين و خواهران ايشان [ ( عليهم السلام ) ] را چرا از ميراث مادر محروم ساخت ؟ شيعه از اين سخن چهار جواب گفته‌اند ، هر چهار را با خللى كه در آنهاست نوشته مىآيد :