و از اين عبارت صريح مستفاد شد . . . الى آخر .
قابل جواب نباشد .
اما آنچه گفته : در اينجا نيز بايد دانست كه علماى شيعه چون ديدند كه هبه به غير قبض موجب ملك نمىشود ، پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) چرا در غضب مىآمد ، و ابوبكر را چه تقصير ؟ ناچار در زمان ما علماى ايشان از اين دعوى نيز انتقال نموده ، دعوى ديگر بر آوردند ، و طعن ديگر تراشيدند كه آن طعن چهاردهم است .
پس كذب محض و بهتان صرف است ، و مخاطب را لازم بود كه براى تصديق اين قول خود ، نام آن علماى زمان خود كه از اين دعوى انتقال نموده ، دعوى ديگر تراشيدهاند ، در اينجا مذكور مىكرد تا نظر به حال ايشان كرده مىشد كه قول ايشان محل اعتماد است يا نه ، و چون از نام آنها نشان نداده اين قول او قابل جواب نباشد .
و اعجب العجايب آنكه در اين كلام از كمال وقاحت خواسته كه ابطال غضب حضرت زهرا ( عليها السلام ) بر ابى بكر بكند ، چنانچه قول او : ( پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) چرا در غضب آمد ؟ ) بر آن دالّ است ، و ليكن چون اين معنا به روايت اصحّ “ صحاح “ اهل سنت ثابت شده ، از دست و پا زدن او هيچ فايده جز فضيحت و رسوايى حاصل نخواهد شد .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٩٣