كرده ؟ ! ليكن عدم تدين و بى مبالاتى باعث بر اين اكاذيب و خرافات و انكار واضحات مىشود .
اما آنچه گفته : اما اماميه ، پس صاحب “ محجاج السالكين “ و غير او از علماى ايشان روايت كردهاند . . . الى آخر .
پس جوابش آن است كه : ما “ محجاج السالكين “ و صاحبش را نمىدانيم و نمىشناسيم ، و مخاطب هم با وجود اينكه اسماى اكثر علماى شيعه و تصانيف ايشان در باب سوم ذكر نموده ، نام “ محجاج السالكين “ و صاحبش را مذكور نكرده ، پس روايت چنين كتابى كه علماى اماميه آن را و مصنفش را نمىشناخته باشند ( 1 ) بر ايشان حجت آوردن ، دليل كمال جهل و نادانى است از آداب علم مناظره ، و هرگاه كه حال صاحب كتابى كه نامش برده بود چنين باشد ، حال غير او از علماى اماميه كه نامشان نبرده ، و به محض نوشتن همين لفظ اكتفا نموده بر آن قياس بايد كرد .
و همچنين است حال قوله - كه بعد اتمام عبارت منسوبه به كتاب “ محجاج السالكين “ گفته - :
اين است عبارت مرويه در “ محجاج السالكين “ و ديگر كتب معتبره اماميه .
پس آنچه بعد از اين روايت تفريع نموده ، گفته :
هامش
1 . در كتب خاصه و عامه اصلا كتابى به اين نام پيدا نكرديم !