و نيز از قصه خزيمة بن ثابت ، ثابت مىشود كه اداى شهادت بر امرى كه بالقطع و اليقين - و لو به محض دعوى المدعى - ثابت باشد جايز است ، و چون خبر جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به اعتراف خود مخاطب مفيد يقين است ( 1 ) ، و نيز به اعتراف مخاطب ابوبكر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را در دعوى هبه فدك تصديق كرده ، پس ثابت شد كه علم و قطع به صحت و صدق دعوى آن حضرت داشته ، پس بنابر اين اگر ابوبكر حظى از ايمان مىداشت - مثل خزيمه - اداى شهادت بر اين دعوى مىكرد ، يا كسى ديگر را امر به اداى شهادت بر اين دعوى مىكرد و بعدِ استحصال حكم به حقيّت آن حضرت ، از قاضى ديگر به ارجاع حكم سوى او على التقدير الاول ، يا حكم خود على التقدير الثانى ، دست از غصب فدك بر مىداشت ، و خود را رسواى هر دو جهان نمىساخت .
و از ملاحظه “ صحيح بخارى “ هم ثابت است كه حكم به شهادت شاهد واحد جايز است ; زيرا كه بخارى - در كتاب الهبة ، بعد باب : لا يحلّ لأحد أن يرجع في هبته وصدقته - گفته :
باب ; حدّثنا إبراهيم بن موسى ، حدّثنا هشام بن يوسف : أن
هامش
1 . تحفه اثنا عشريه : 275 .