تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
پس جوابش آنكه : فايده اين صفت آن است كه آن دلالت مىكند بر اينكه آن جناب چنان ولى از حق تعالى درخواسته كه بعد [ از ] وفاتش باقى ماند ، گو اين درخواست او به وقوع نپيوسته باشد . اما آنچه گفته : محال عادى است كه از وراثت مال و متاع كه در نظر ايشان ادنى قدرى نداشت بترسند . پس منقوض است به اينكه : سبب ترسيدن آن بود كه مبادا بنوعم او بر مال او ظفر يابند ، و در مواضع غير محبوبه صرف كنند ، و بر معاصى بدان قوت گيرند ، پس اين معنا محال نباشد . و اگر اين معنا محال مىبود ابن عباس به آن فخامت شأن ، و حسن بصرى با اين جلالت قدر ، و سدى و مجاهد و شعبى و ضحاك و فخر رازى و غير ايشان ( 1 ) هم به اين محال تفسير آيه مذكوره نمىكردند ، بل محال عادى آن است كه از وراثت علم و نبوت ترسند ; زيرا كه هر كسى را كه خداى تعالى لايق نبوت مىدانست نبىّ مىكرد ، سبب ترسيدن در آن چه بود ؟ ! اما آنچه گفته : تمام مال را لله پيش از وفات خود خيرات و تصدّق مىفرمود .
هامش
1 . قسمت : ( غير ايشان ) در حاشيه [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .