و اگر نزد سنّيه اينها از اَجلّه صحابه باشند ، ذكر آن در اين مقام عبث محض است كه نزد سنيه اصل مقصود مخاطب خود صحيح و ثابت است ، احتياجى به گفتگو ندارد كه خود ابوبكر را چنان راستگو مىپندارند كه حاجتى به تصديق ديگرى ندارد ، و مع هذا در حديثى كه براى استشهاد ذكر كرده در آن نام ابوهريره و ابودردا و حذيفه موجود نيست .
اما آنچه گفته : در حق حذيفه ، ملا عبدالله مشهدى ( 1 ) در “ اظهار الحق “ حديث پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] و سلم [ را ] آورده كه : ( ما حدّثكم به حذيفة فصدّقوه ) .
پس در صورت تسليم اين حديث دليل صحت حديث : ( نحن معاشر الأنبياء ) نمىتواند شد ; زيرا كه كسانى كه از حذيفه اين حديث را روايت
هامش
1 . [ الف ] محتجب نماند كه : ملا عبدالله اين حديث را براى الزام سنيان از طريقشان نقل نموده ، نه آنكه در مقام تحقيق از كتب اهل حق آورده ، پس احتجاج مخاطب به آن از طرائف احتجاجات است !
با آنكه از كلام خودش در باب سوم [ تحفه اثناعشريه : 108 - 109 ] واضح است كه ملا عبدالله از جمله كسانى است كه در علوم دينى چندان تكلم نكردهاند ، مگر در مذهب و كلام گفت وشنيدى دارند ، ونزد عوام شيعه اعتبارى پيدا كردهاند ، و از آن ظاهر مىشود كه نزد خواص اهل حق ملا عبدالله را اعتبارى نيست ، پس احتجاج مخاطب به عبارات ملا عبدالله در جمله [ اى ] از مقامات اين كتاب ، مقام غايت استغراب و استعجاب است . ( 12 ) .