تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
پس مردود است ( 1 ) به آنكه : فضل بن روزبهان - در جواب طعن قصد احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) - اقرار به وجود اين حديث در “ صحاح “
هامش
1 . [ الف ] حقير مىگويم كه : از اينجا پى به كمال تبحر و مهارت شاه صاحب غبايد برد كه چنين حديثى را - كه به اعتراف مثل روزبهان در “ صحاح “ اهل سنت مروى است ، و او آن را معتبر و معتمد دانسته ، و چيزى را كه منافى آن انگاشته مردود ساخته [ است ] - شاه صاحب از غايت ذكاء و فطانت قطعاً انكار مىكنند ! و بر ملا به اين زور و شور تكذيب مىنمايند ! و مىفرمايند كه : در هيچ كتابى از كتب اهل سنت موجود نيست ، نه به طريق صحيح و نه به طريق ضعيف ! نمى دانم كه اولياى شاه صاحب ، مقتدايشان را بلكه مقتداى خواجه شان را تكذيب مىفرمايند ، و به سفه و بىتميزى منسوب مىسازند ؟ يا مريدان خجالت مىكشند و معترف به جسارت و خسارت شاه صاحب مىشوند ؟ و از آن هم عجيب تر اين است كه ابن روزبهان - با وصف اعتراف به مروى بودن اين روايت در صحاح خود [ شان ] ، و اعتبار و اعتماد بر آن - در اينجا جايى كه علامه حلى آن را ذكر كرده ، تشكيك در آن نموده و گفته : إن صحّ هذا الكلام ، فهو من باب التواضع . . إلى آخره . [ مراجعه شود به احقاق الحق : 220 - 221 ] . آيا از اين هم زياده تعصب و بىحميتى در عالم به نظر كسى رسيده باشد كه امرى را كه خود به مقاله خصم حجت دانند ، و در “ صحاح “ خود مروى گويند ، و مخالف آن را ساقط از اعتبار دانند ، اگر خصم به همان امر متشبث شود ، تشكيك در آن نمايند ، لايق حجت ندانند ؟ ! ! فاعتبروا يا أولي الأبصار من تعصبات هؤلاء الكبار ، كيف قادتهم العصبية إلى التفوه بالهفوات والجحود للواضحات حتّى ( جَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ) [ سورة النمل ( 27 ) : « 14 » ] ، بل أنكروها وأقرّت بها ألسنتهم . ( 12 ) ح .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 152 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى