مىگويى وصف كن جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان مقرب را كه در بارگاه قدس به خود لرزانند . خِرَدهاشان سرگشته است و شناختن آفريدگار را چنان كه بايد نتوانند . « 1 » چه آن را به صفتها توان شناخت كه پيكرى دارد و افزارها به كار آرد و چون زمانش به سر آمد مرگ او را از پا درآرَد . پس جز او خدايى نيست كه هر تاريكى را به نور خودش روشن كرد ، و هر چه را جز به نور او روشن بود به تاريكى درآورد .
5 . يكتايى او
روايت شده است كه در روز جنگ جَمَل ، « 2 » عربى پيش اميرالمؤمنين آمد و گفت :
يا اميرالمؤمنين ! آيا مىگويى كه خداوند واحد است ؟ مردم به او حمله كردند و گفتند : اى اعرابى ! نمىبينى كه اميرالمؤمنين چطور دلش آشفته و پريشان است ؟ ( و تو اين سؤال را مىكنى ؟ ) اميرالمؤمنين فرمود :
آزادش گذاريد ، آنچه اعرابى مىخواهد چيزى است كه ما از اين قوم مىخواهيم .
سپس فرمود : اى اعرابى ! اين سخن كه خداوند ، يكى و واحد است ، بر چهار قسم است : دو تفسير و معنايش به خداوند جايز نيست و نارواست ، اما دو معنا و تفسير ديگر ، بر او جايز است .
اما اين معناى ناروا : يكى ، اين سخن گويندهاى است كه خداوند يكى است و دو تا نيست ، يكتايى خداوند را عدد به شمار آورد ، زيرا خداوندى كه دومى ، عدد 2 ندارد
هامش
( 1 ) . نامى در كلام الهى است . مؤمنون ، آيه 14 و صافات ، آيه 125 :« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » ..
( 2 ) . جنگ معروف جَمَل كه ميان طرفداران امام على عليه السلام و طلحه و زبير در بصره اتفاق افتاد ( 36 هجرى ) دائرةالمعارف اسلام ، ج 11 ، ص 414 - 416 . ماده جَمَل . .