6 . بصيرت و ژرف بينى
در خطبهاى ديگر اميرالمؤمنين فرمود :
اولين عبادت و پرستش خداوند ، شناخت او است « 1 » و اصل و ريشه معرفت او ، توحيد و يكتايى او است « 2 » و نظام و سازمان يكتايىاش اين است كه صفات را از او نفى كنيم . او برتر از آن است كه بندگان او را توصيف كنند ، زيرا عقل دلالت دارد هر چيزى صفاتِ انسانها او را تحليل كند ، او مصنوع و مخلوق است تنها خالق و صانع است كه مخلوق و مصنوع نيست . صنع آفرينش نشان خالقيت او است و به توان عقلها شناخت خداوند ، گره خورده است و با فكر و انديشه حجت و برهان او ، ثابت مىشود .
خداوند ، آفرينش را دليل وجود و يكتايىاش قرار داده كه كشف از ربوبيت او دارند .
او واحد فرد است در ازليتش ، شريكى در الوهيت خود ندارد و مثل و نظيرى در ربانيتش نيست . به دليل تضاد ميان اشياى متضاد ، مىفهميم كه او ضد ندارد و به تلائم و تقارنش ميان اشياى متلائم و متناسب ، مىفهميم كه قرين و مشاركى ندارد .
7 . شهود قلب
روايت شده است : اميرالمؤمنين در مسجد كوفه خطبه مىخواند ، مردى به نام ذعلب ، تيز زبان ، خطيب و شجاع دل بلند شد و پرسيد : يا اميرالمؤمنين ! آيا خدايت را
هامش
( 1 ) . نشانهها و آيات خداوند در همه خلقت و هستى ، تجلى دارند كه در آيات قرآن آمده است . مثلًا : يونس ، آيه 6 :« إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ ». .
( 2 ) . نكتهاى درباره ترجمه واژه « وجود » در زبان لاتين است . .