خواهى كرد و تو البته حاكمى به عدل و هرگز جور و جفا به كسى نخواهى كرد . و همان عدل تو مرا هلاك خواهد كرد و از عدل تو باز به عدل كُلّ تو پناه مىطلبم . پس هرگاه عذاب كسى به كيفر گناهان من است و پس از اتمام حجت بر من است و اگر بر من ببخشى از حلم و جود و كَرَم توست .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، من از ستمكارانم ( انبياء ، آيه 87 ) .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، من از درگاه لطفت ، مغفرت و آمرزش مىخواهم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من از يكتا پرستانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من از قهرت سخت ترسانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من از سطوتت سخت بيمناك و هراسانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من به درگاه كَرَمت از اميدوارانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو و من به شهود جمالت از مشتاقانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من به يكتايىات مُقرّ و معترفم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من به درگاهت از سائلان و فقيرانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من تو را تسبيح و تنزيه گويانم .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من از تكبيرگويان مقام كبريايى توام .
هيچ خدايى جز تو نيست ، منزهى تو ، كه خداى من و خداى پدران پيشين من هستى .
اى خداى من ! اين است ثنا و ستايش من در پيشگاه مجد و عزتت و اخلاص من در ذكرِ مقامِ توحيد و يكتايىات و اقرار و اعتراف من به نعمت هايى كه به شمار آوردم . گرچه معترفم كه نعمت هايت را از بس زياد و فراوان و هويداست در وجود حادث من سبقت داشته آن نعمتها را به شمار نتوانم آورد كه از عهد ازل مرا منظور داشتى و با آن نعمتها از بَدوِ خلقت و اول زندگانى و احتياجم رابه غَنا و بى نيازى
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٦