تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 207

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٠٧
بِأَمْرِهِ .
( نحل ) ساخت و ستارگان آسمان را بفرمان خويش مسخر كرد . و از اين قبيل صدها آياتند كه استقصاى آنها ضرورى نيست . در اين آيات صريحا و با عبارت ساده و روشن ذكر شده كه آنچه در دنياست براى اين است كه انسان از آن تمتع بردارد و از همين نظر تمام چيزها را خدا مسخر انسان كرده است . قرآن مجيد تسخير را بقسمى تعميم داده كه از آن به ظاهر استعاره يا طرز اداء شاعرانه معلوم مىشود ، ليكن زمانه و عصر روزانه اين را ثابت مىكند كه آن استعاره نيست بلكه معناى حقيقى مراد است . بخار ، برق ، الكتريسته ، صوت و غيره را مىبينيم چگونه مسخر شده و از تسخير آنها چه نتايج و كارهاى شگفت‌انگيزى گرفته شده است . اين نكته قابل توجه است كه در ميان لذائذ و حظوظ دنيوى چيزهائى كه باسم خوانده ميشوند عدهء آنها به هزار و صدها هزار ميرسد ليكن اگر آنها را محدود به اقسام كنيم از سه قسم تجاوز نمىكنند و آنها عبارتند از : دولت و مال ، اولاد و احفاد ، شهرت و بقاى نام . حال ملاحظه كنيد اسلام دربارهء آنها چه گفته است : توانگرى و جاه و دولت را در عداد آن نعماى الهى آورده كه باعطاى آنها بر انبياء منت ميگذارد . بر حضرت ختمى مرتبت ( ص ) احساناتى كه نموده در جائى كه آن احسانها را يادآورى مىكند از جمله ميفرمايد .
وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى
و باز تو را فقير يافت توانگر كرد . دولت و جاه و سلطنتى كه به حضرت سليمان عطا گرديد در قرآن با شان و شوكتى از آن ياد شده و مع ذلك اين را هم خاطر نشان مىسازد كه خود سليمان آن را از خدا درخواست نمود :
هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي .
بار الها مرا ملك و سلطنتى عطا فرما كه پس از من احدى لايق آن نباشد .