در بيدارى هم حالت خواب طارى گردد محسوس شدن اين گونه امور چه جاى تعجب است ، ما اين محسوسات را محسوسات عام نمىگوئيم كه تا بنابر آن لازم بيايد كه آنها بر ديگران هم محسوس بشوند ، بلكه آنها مخصوص بحواس انبياء و اولياى بخصوص ميباشند و در اين - صورت محسوس شدن اين امور بطور عام لزوم پيدا نميكند و اين نكته را جلال الدين رومى در اين الفاظ بيان كرده است :
فلسفى كو منكر حنانه است * از حواس انبياء بيگانه است
نطق خاك و نطق آب و نطق گل * هست محسوس حواس اهل دل
امام غزالى و ديگر محققين در اين موضوع به تفصيل سخن راندهاند و چون آن ، مسألهاى است بسيار دقيق و باريك كه با اندك تغييرى در آن صورت اصل حقيقت متبدل مىشود لذا ما عين عبارت اين محققين را ذيلا نقل كرده و به صرف ترجمهء آنها اكتفا مينمائيم :
در مقاصد المراصد چنين مسطور است :
در باب رؤيا و وحى و الهامات و معجزات و كرامات بنا بر رأى حكماى اسلام و اعلم ان الانسان له قوة يجتمع فيه صور المحسوسات لانه يحكم على هذا الحلو بانه ابيض و لو لم يكن له قوة يجتمع فيها هذه - المحسوسات لاستحال هذا الحكم بدون حضور المحكوم عليه و المحكوم به و تسمى هذه القوة بالحس المشترك و ينطبع فيها صور المحسوسات بطريقين احدهما ان الحواس الظاهره التى هى - السمع و البصر و الشم و الذوق و اللمس تأخذ صورة المحسوسات و تأديها الى الحس المشترك بايد دانست كه در انسان قوهاى است كه در آن صور محسوسات جمع ميشوند چه او نسبت بشيرينى حكم مىكند و ميگويد كه آن سفيد است و اگر نبود چنين قوهاى كه صور محسوسات در آن مجتمع باشند هر آيينه اين حكم بدون حضور محكوم عليه و محكوم به محال بوده و اين قوه به حس مشترك ناميده مىشود كه در آن صور محسوسات به دو طريق منتقش ميگردد ، يكى از آنها حواس ظاهره است كه عبارتند از سامعه و باصره و شامه و ذائقه و لامسه ، آرى ، آنها صور محسوسات را گرفته و بحس