تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 124

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٢٤
بيازمايد حكم ميدهد كه او تمامى شب را روى يك پا بايستد ، از اين عمل نه نفعى بشاه ميرسد و نه فائده‌اى عائد نوكر مىشود ، همچنين نمازهائى كه ما ميخوانيم و يا روزه‌هائى كه ميگيرم و نيز مناسك حجى كه بجا مىآوريم از آن فقط امتثال امر مقصود - است . خدا امر كرده و ما هم بجا مىآوريم ، ما هر قدر رنج ميبريم همان قدر خدا خوشنود مىشود . ماهها ترك غذا كردن ، شبها سر پا ايستادن و دستها را در هوا معلق نگاهداشتن و خشك كردن ، در موسم زمستان زير آسمان خوابيدن ، چهل روز چهل روز چله نشستن ، ترك ازدواج و زناشوئى كردن و بالاخره همهء عمر را در رهبانيت و عزلت و انزوا بسر بردن و امثال آن از افكارى كه در هندوها و عيسويها و مذاهب ديگر پيدا مىشود مبنى بر همين خيال و پندار مىباشد . خيال مزبور تا اين درجه دامنه پيدا كرد كه نوبت به قربانى رسيد ، بسيارى از مردم خودشان را قصدا و بدست خود به دهان مرگ انداختند و اين كه كم شد مسئلهء قربانى اولاد پيش آمد و بالاخره با دست خودشان فرزندان عزيزشان را بدون هيچ رحم و شفقتى قربانى ميكردند . حقيقت اين است كه خيال يا خيالاتى كه در دل انسان مىآيد فقط همانهائى هستند كه از چيزهاى مجاور يا دور و بر و محيط ممكن است پيدا بشوند . انسان چيزى را كه ما فوق حواس اوست هيچ‌وقت نميتواند خيال كند . او آنچه را كه ديده يا شنيده است همان را كم و زياد كرده و يا پائين و بالا برده ظاهر ميدارد ، ليكن خود هيچ وقت نميتواند خيالى از اصل ايجاد كند . وقتى كه خيال خدا از حيث يك شاهنشاه مطلق در دل گذشت صفات او هم لازم بوده از همان حيث يعنى از حيث رتبهء شاهنشاهى در دل بيايد . آرى انسان آنچه راجع به شاهنشاهان ديده يا شنيده اين است كه آنها از اظهار اطاعت خوششان مىآيد . جان نثارى ، تادب ، عجز و انكسار ، خشوع و تعظيم و تكريم را پسند ميكنند و هر كس كه از عهدهء اين آداب يا خدمات بهتر برآمد به همان اندازه مستحق پاداش و انعام سلطانى ميگردد . از روى همين افكار ، خاطرهء عبادت خدا پيدا شده چنان كه در هر مذهب اقسام