چيز تغيير و تبديل پيدا نميكند . بنابراين من از مدتى قصد داشتم كه اصول و مبادى علم كلام قديم را موافق ذوق و سليقهء فعلى مرتب و مدوّن سازم ، ليكن براى آن لازم دانسته كه تاريخ مفصل علم كلام قبلا به دو وجه زير نوشته شود :
1 - علم كلامى كه ترتيب و تدوين آن مقصود است طرز بيان هر چه ميخواهد باشد ليكن ضرور است كه سر رشتهء اصول مقررهء بزرگان سلف در هيچ مورد از دست داده نشود و براى اين امر لازمست نشان داده شود كه ائمهء اسلام در هر عهد چه مبادى و اصولى را اختيار نمودهاند و نيز تغييراتى كه در آن رويداده چه قسم و نوعيّت آن چه بوده است ؟ از جمله نتايج و فوائد اين كار ، يكى اينست كه در ضمن بيان از حريت فكر ، آزادى قلم و عقيده ، شهامت و جسارت ، وسعت نظر و فسحت مشرب مسلمانان آن روز كارنامههاى زيادى از اين رقم بقلم خواهند آمد كه براى آن تاريخ جداگانهاى ممكن نميشد نوشته شود و در پيرايهء ديگرى هم آنها را نميشد ظاهر ساخت .
2 - دانشمندان اروپا كه در فن تاريخ بار و برك تازه تازهاى پديد آوردهاند از جمله يكى اينست كه گذشته از اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مىنويسند .
مثلا فلان علم كى بوجود آمده ؟ روى چه عوامل و اسبابى پديد آمده ؟ چگونه نشو و نما يافته يا عهد بعهد بسط پيدا كرده ؟ و بالاخره در آن چه تبدلات و ترقياتى شده و آن از روى چه علل و اسبابى بوده است ؟ همه اينها را مثل يك تابلو نقاشى به نظر مجسّم ميسازند .
در زبان اردو و نيز در عربى و فارسى چنين كتابى وجود ندارد ، من از وقتى كه دست بتأليف زده موضوع تأليفاتم را تاريخ قرار دادهام ، چنانچه تاكنون آنچه از قلم من خارج شده و اشاعت و انتشار يافتهاند تماما جنبهء تاريخى داشتهاند و بنابراين علم كلام از دائرهء من خارج بوده است . اينك از نوشتن تاريخ علم كلام از يك طرف يك نقيصهء بزرگ ادبيات اسلامى تدارك و جبران مىشود و از طرف ديگر اين تأليف كه در حقيقت تأليف علم كلام است در دائرهء تاريخ آمده و من بواسطهء تجاوز از حدّ خود گنهكار نخواهم شد .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 3
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ٣