بخش اوّل تاريخ علم كلام
[ ديباچهء مؤلف ]
تعالى شانه
حد حسن تو بادراك نشايد دانست * اين سخن نيز باندازهء ادراك من است
ديباچهء مؤلف در دورهء عباسيان وقتى كه ذخائر علمى يونان و ايران به زبان عربى ترجمه شدند و نيز به تمام اقوام در مذهب و مباحثات و مناظرات مذهبى آزادى داده شد اسلام مواجه با خطرى بزرگ گرديد ، پارسى ( زردشتى ) ، عيسائى ، يهودى و بالاخره زنادقه از هر طرف برخاسته آسيبى كه در آغاز فتوحات اسلام از شمشير اسلام ديده بودند خواستند با زبان و قلم از آن انتقام بگيرند ، در عقايد و مسائل مذهبى چنان بآزادى بناى انتقاد و نكتهچينى را گذاشتند كه اعتقاد مسلمانان ضعيف العقيده متزلزل شده و باورها همه رو بسستى نهاد .
اگر چه اين وقت به آسانى ممكن بود كه زبان نكتهچينان با قوه و زور حكومت بند كرده شود ليكن وسعت نظر و آزادى فكر مسلمانان آن روز اين ننگ را نتوانست بر خود گوارا كند كه جواب قلم با شمشير داده شود و لذا علماى اسلام با محنت و شوق تمام تحصيل فلسفه نموده حربهاى را كه مخالفين در مقابلهء با اسلام به كار برده بودند با همان حربه حملات آنها را دفع نمودند ، كارنامههاى همين معركهها هستند كه امروز باسم علم كلام مشهور ميباشند .
در دولت عباسى خطرى كه براى اسلام پيش آمده بود امروز چندين برابر آن جاى انديشه است . اولا دانشهاى غربى در همه جا رواج گرفته و نيز پايهء آزادى