تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 2

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٢
به جائى رسيده كه در آن زمان حق گفتن آن قدر آسان نبود بقدرى كه ناحق‌گوئى امروز سهل و آسان شده است . در عقائد و افكار مذهبى عموما ( بواسطهء ناسازگارى دانشها با آنچه در كتاب‌هاى دينى گفته شده ) تزلزل و سستى يا دودلى پيدا شده و آن روزانه دامنه پيدا مىكند « 1 » . عناصر روشن فكر و تحصيل كرده‌هاى جديد مرعوب و علماى قديم بندرت از دريچهء عزلت سر در كرده نگاه ميكنند ، بنابراين افق مذهب غبارآلود و تيره به نظر مىآيد . صداهائى از هر طرف بلند است كه پس بيك علم كلام جديد نيازمند ميباشيم ، ضرورت آن را همه احساس كرده و امرى واجب ميشمارند ليكن در مبادى و اصول آن كه از چه قرار باشد اختلاف است ، تحصيل كرده‌هاى جديد ميگويند كه بايد آن بالكل بر مبانى و اصول جديد قرار گرفته باشد ، زيرا نحوهء اعتراضاتى كه در دوره‌هاى - پيشين بر اسلام ميشده نوعيت آن امروز به كلى تغيير كرده است ، در آن زمان مقابله با فلسفهء يونان بود كه مبتنى بر قياسات و مظنونات بوده است و امروز مواجههء با تجربيات و مشهودات يا بديهيات مىباشد و بنابراين از قياسات و احتمال‌آفرينىها هيچ‌كارى ساخته نيست . ليكن در نزد ما اين فكر صحيح نيست ، آن قسمت از علم كلام كه امروز بيكار - است قديم هم ناكافى بوده است ، بر خلاف حصه‌اى كه در آن زمان كارآمد بود امروز هم هست و هميشه خواهد بود ، چه از امتداد و تصاريف زمان صحت و واقعيّت يك
هامش
( 1 ) بزرگترين خطرى كه امروز باسلام رو آورده همانا فلسفهء مادى است كه با ريشه‌هاى ژرفى پديد آمده و از هر باره با دين و خواست آن ناسازگار است . ديگر از دشوارىهاى بزرگ اين راه مسأله اقتصاد و تحول غريبى است كه در سطح زندگى رويداده و آن امر ديانت و افكار و خيالات دينى را تحت الشعاع قرار داده است ، با كمال تأسف پيشوايان دين با همه سودى كه از دين مىبرند به اين طوفان سهمگينى كه از هر سو عليه مذهب برخاسته ارجى نميگذارند . خوب ياد دارم در آغاز مشروطيت ايران ( حدود 1326 و 27 هجرى ) كه در نجف روزگار ميگذرانيدم و اغلب از محضر شريف مرحوم آية اللّه آخوند ملا كاظم خراسانى استفاده مينمودم يكى از تلگرافاتى كه مرحوم شيخ الاسلام جديد اسلامبول ( شيخ الاسلام تركيهء جوان ) بفقيد سعيد كرده بود بدين مضمون بود : اين سيل بنيان كنى كه باسم تمدن بشرى از مغرب حركت كرده و متوجه ممالك اسلامى شده اگر پيشوايان اسلام در جلوگيرى از اين سيل توحيد مساعى نكنند هرآينه اين سيل نه از مذهب و نه از تمدن چيزى باقى نخواهد گذاشت . ( مترجم )